بنام پروردگار بخشاینده مهربان

تقریبا از همان هفته های اول آغاز تحصیل در دانشگاه است که متوجه میشویم به محیطی پا گذاشته ایم که از بسیاری جهات با آنچه پیش از آن میپنداشتیم متفاوت است. قبلا فکر میکردیم دانشگاه هم یک محیط علمی است که باید بطور مشخص در رشته ای که قبول میشویم با تمام توان درس بخوانیم و به معنای واقعی کلمه به عنوان یک دانشجو “یعنی کسی که جوینده دانش است” ایفای نقش کنیم و تنها تفاوتش با مقاطع تحصیلی پایین تر در این است که به موازات درس خواندن باید بتوانیم از پس انجام همه کارهایی که قبلا توسط والدین و دیگران انجام میشدند برآییم. آری این همه تصور و تجسمی بود که از محیط دانشگاه داشتیم. ولی کم کم متوجه شدیم در اینجا تحصیل کردن و درس خواندن فقط یکی از وظایف مهمی است که باید عهده دار آن گردیم. خیلی چیزها باید مورد بررسی و تجدیدنظر قرار بگیرند و از همه مهمتر و اساسی تر این است که باید بتوانیم نوع بینش و دیدگاه خود را چنانچه نیاز به تغییر دارد تغییر دهیم و اگر نیاز به اصلاح دارد به کمک افراد مطمئن و خیرخواه تصحیح و اصلاح کنیم.

پس از مدتی که از ورودمان به این محیط شگفت انگیز و پر از هیجان میگذرد میبینیم حضور در این محیط و نفس کشیدن در هوایی که تمام ذراتش بوی علم و خلاقیت میدهند چه اندازه موجب دگرگونی و رشد و بالندگی ما شده است. آنچه جالب است اینکه یادگرفته ایم هرگز تا زمانی که کاملا درمورد یک مسأله اطلاعات کافی بدست نیاورده ایم نه قضاوت کنیم، نه ادعای فضل و توانایی حل مسأله.

براستی وقتی کسی بتواند در برابر مشکلات تسلیم نشود و به جای احساس عجز و ناتوانی تلاش کند تا خردمندانه و هشیارانه مشکلات خود و دیگران و جامعه خود را به مسائلی قابل حل تبدیل کند، آنگاه میتوان گفت آن جامعه مجهز و مسلح به نیرویی است که در شرایط دشوار و بحرانی می توان مسئولیت های سنگینی به او محول نماید.

اما همه اینها فقط یک روی سکه هستند، این سکه روی دیگری هم دارد که ناگزیرم از بیان آن. دانشجویان هرچند که بصورت بالقوه گردانندگان چرخهای زندگی و ادامه حیات جامعه خود هستند ولی همین ویژگی همچون شیرینی قند و شکری است که باعث جلب توجه حیوانات و حشرات موذی نیز میگردد. در همه جوامع انسانی دشمنان هر قوم و ملتی به خوبی دریافته اند که برای منحرف کردن تفکرات و مسیر حرکت دانشجویان هرچقدر هم سرمایه گذاری نمایند و تلاش کنند به زحمتش می ارزد و هرچه خلاقتر و به علم روز مجهزتر باشند ارزش سرمایه گذاری برای فریفتن و اغوا کردن آنها بالاتر میرود و در نتیجه چنانچه موفق به منحرف کردن آنها گردند برای بیگانگان و دشمنان آن ملت منافع و فواید عظیم تر و بیشتری خواهد داشت. حال باید پرسید آیا این دانشجویی که به چنین توانایی هایی دست یافته است و در حکم بشکه باروتی است که چه بسا روزی توسط دشمنان و در میان صفوف و جبهه خودی منفجر گردد، از نظر سیاسی چه کاربردها و توانایی هایی دارد یا میتواند داشته باشد؟ اما قبل از پرداختن به پاسخ این پرسش لازم است گفته شود که نقطه ضعف و به اصطلاح پاشنه آشیل هر حرکت و نهضت دانشجویی عدم تجهیز دانشجویان به بینش و تفکر سیاسی است. بینش سیاسی نه به این معنا که آنقدر درگیر بازیهای سیاسی گردند که هدف را گم کنند و خود را بازیچه دست های آلوده پشت پرده نمایند، بلکه بتوانند مصالح جامعه را با تفکر نقادانه و پرسشگر خود دریابند و باور کنند که به هیچ وجه حق ندارند کمترین اشتباهی را در این حوزه مرتکب گردند. باید در عین حالی که خود را از جهات مختلف تجهیز میکنند باعث رشد و آگاهی جامعه و اطرافیان خود هم شوند.

به همین زودی همه باید وارد کارزار دشواری به نام انتخابات گردیم. آنها که میگویند دانشجویان نباید سیاسی باشند چه منظوری دارند؟ یعنی دانشجویان هم مثل عوام الناس دست روی دست بگذارند تا هرچه میخواهد بشود؟ پس تکلیف دانشجویی که ادعا میکند جوینده علم و دانش است و قرار است فردا چرخهای مهم جامعه را بگرداند چیست؟ اگر درک سیاسی از حرکات و تلاشهای مختلف نداشته باشد چگونه می تواند پاک و ناپاک را از هم جدا کند؟ دانشجویان نه تنها امروز بلکه در هر شرایطی در حکم قذرتمندتربن اهرم هایی هستند که در سایه هدایت و تربیت بزرگان و عقلای فوم و بویژه رهبری با درایت جامعه اسلامیمان توانایی بسیار بالایی برای به خیر و صلاح رساندن جامعه خود دارند. به شرط اینکه نیروی ایمان و تقوی از یکسو و قدرت علم و اندیشه را با هم بکار گیرند. نیکفرجام باشید

محمد امین عریضی 

این خبر را به اشتراک بگذارید :