چرا کسی به «سانسور» در «قرن ۲۱» و «در جمهوری اسلامی»، اعتراض نمی‌کند؟

دوکلام حرف حساب کامران نجف زاده

 

گویا همان دوکلام حرف حساب کامران نجف زاده، خبرنگار سیما از ساعتها فلسفه بافتن درباره آزادی بیان و امثالهم اساتید مدعی و بی کارکرد این روز و روزگار، جلوتر است.

هفته گذشته که کامران نجف زاده خبرنگار صدا و سیما در بخش پایانی «صرفا جهت اطلاع» این جملات را گفت: « اگر می بینید خبرها به این صورت شده بدانید حقوق ما دست دولته و اگه غیر این عمل کنیم بودجه صدا و سیما را نمی دهند و حقوق ما را قطع می کنند پس مجبوریم بگیم همه جا آرومه…»، منتظر حملات رسانه های «دربست در اختیار دولت» به این خبرنگار سیما بودیم که اتفاقا یکی از روزنامه هایی که به شدت از شعار «مرگ بر آمریکا» ی مردم در روز تشییع شهدای غواص عصبانی بود وظیفه حمله به نجف زاده را به عهده گرفت و در نوشته ای که با تعبیر “مجریِ خود بامزه و طناز پندار” شروع می شد، به صدا و سیما حمله کرد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این روزنامه چندی پیش بهنوش بختیاری را به خاطر اینکه گفته بود: «دوست دارم جامعه‌شناسی بخوانم تا مثلا بعد از توافق هسته‌ای سریع ذوق‌زده نشوم و به عواقب و آینده آن فکر کنم، مثلا درباره این‌که بعد از ترکمانچای چه اتفاقی افتاد»!، دلقک وار و سخیف خطاب کرده بود.

رسانه ها و روزنامه های متعدد اصلاح طلب در دوسال گذشته کمترین انتقاد اصلاح گرایانه ای به دولت روحانی نداشته اند و صرفا «توجیه گر وضع موجود» بوده اند.

شکل گیری «جریان نومحافظه» کار از دل «اصلاح طلبی سابق»، به شدت رسانه ها و روزنامه های موسوم به اصلاح طلب را منفعت محور کرده است. این روزنامه ها حتی پس از اجرای حکم مهدی هاشمی رفسنجانی با افتخار در مقام دفاع از یک «آقازاده فاسد» تیترهای افتخار امیزی بدرقه راه وی کردند، در حالی که مهدی هاشمی، نه روشنفکری ترقی خواه بود، نه یک مدیر بروکرات موفق و نه حتی بازیگر سیاسی قابل توجه. او تنها و تنها فرزند هاشمی رفسنجانی بود و روزنامه های اصلاح طلب که این روزها هاشمی را مرکز ثقل حیات سیاسی خود می بینند، تلاش کردند او را فاسد ننامند تا مگر پدر از دست این روزنامه ها آزرده خاطر نشود و احتمالا منافع آتی این رسانه ها را به خطر نیندازد. به واقع می توان گفت، دیگر حتی در نظر هم هیچ وجهه اصلاح طلبانه ای، حتی وجهه مذموم آن وجود ندارد و «اصلاح طلبی سابق» در یک «نومحافظه کاری» منفعت محور هضم شده است، که در جای خود قابل بحث است. و نمادهای فراوانی دارد. از جمله آن تلاش این جریان برای شکل گیری «توافق به هر قیمت» و استفاده از منافع پسینی آن بود. یکی از اعضای حزب اتحاد ملت که بدیل مشارکت سابق است، به صراحت، تشکیل حزب جدید را نتیجه مستقیم توافق وین می داند. درباره «نومحافظه کاری» بیشتر هم می شود حرف زد، اما در این نوشته سخن دیگری مد نظر است.

کنایه اخیر کامران نجف زاده را که در کنار اتفاق های دوسال گذشته ارتباط صدا و سیما با دولت می گذاریم، با یک رویکرد کاملا همراه با حذف و سانسور از سوی دولت مواجهیم.

علیرغم اظهارات متعدد روحانی در نقد شنوی و البته توهین های مکرر و همراه با عصبانیت به منتقدان مانند«بروید به جهنم» و … رویکرد تحکمی دولت در مواجهه با صدا و سیما در سی و هفت سال گذشته بی سابقه بوده است.

تاکید بر انتخاب مجری توسط نهاد ریاست جمهوری در گفتگوهای زنده و مستقیم با مردم و حذف مجریانی که توانایی پرسش و سوال کردن را دارند و گزینش مجریانی که کمتر به مباحث سیاسی و اقتصادی آشنایی دارند، تا حدی با ضعف همراه بود که یکی از مجریان با سابقه سیما از نشستن مقابل رییس جمهور و سوال کردن از وی حذف شد.

گویا یکی از مجریان خانم انتخاب شده برای گفتگو حتی نمی دانسته این دولت(یعنی دولت روحانی) دولت چندم است و به خاطر همین برای نهاد ریاست جمهوری مطلوب تر به نظر می رسیده است. سانسور، جلوگیری از طرح پرسشهای اقتصادی مردم، عدم پاسخگویی شفاف به سوالات اقتصادی و عدم توجه به اقتصاد و معیشت مردم در گفتگوهای رییس جمهور با مردم کار را به جایی رساند که پس از صحبتهای رییس جمهور درباره اثر دراز مدت تحریم ها، در گفتگوی آخر تلویزیونی،مجری زن برنامه به او گفت: مردم باید تلاش بیشتر کنند یعنی منتظر تحول در معیشت‌شان نباشند؟ الان مردم چکار کنند؟

رویکرد حذفی در بخورد با منتقدان که اخیرا با تذکر دادن به یک سایت و یک روزنامه منتقد و توقیف یک هفته نامه خودش را جدی تر نشان داد، طبیعت مدل حکومتی توسعه گرای دولت یازدهم است. در دوران ریاست جمهوری هاشمی نیز فضایی مشابه اتفاق افتاده بود، به خاطر اینکه اونیز رویکردی مشابه داشت و در واقع وزرای امروز دولت روحانی همه در کابینه او بودند.

در میان از همه سکوت ها در قبال این مواضع گزنده و نگاه سلطنت مئابانه دولت، سکوت بعضی اهالی روشنفکری متاخر و برخی از آنانکه در دوره های قبلی مدعی بودند دغدغه اخلاق دارند، دردآور تر است. گویی ریشه شریعتی ها و آل احمد ها در درون این جریان خشکیده است. چرا که احدی از روشنفکران در طی این دوسال و پس از رویکردها حذفی و سانسوری دولت دم برنیاورده است که چرا چنین می شود؟!

گویا همان دوکلام حرف حساب کامران نجف زاده، خبرنگار سیما از ساعتها فلسفه بافتن درباره آزادی بیان و امثالهم اساتید مدعی و بی کارکرد این روز و روزگار، جلوتر است.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :