ماجرای دکل نفتی گم شده ایران چیست؟ پشت پرده ی این ماجرا چیست؟ هر چند طولانی است اما لطفاً تا آخر ما را همراهی کنید.

www.yaran313.ir

وزیر نفت تایید کرده که یک دکل نفتی در دولت نهم گم شده است. بیژن نامدار زنگنه اعلام کرده است وزارت نفت پیگیر پیدا شدن این دکل نفتی بوده و حتی در این خصوص شکایت هم شده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی یاران ۳۱۳ به نقل از جهان و به نقل از قانون، ماجرای انعقاد قرارداد خرید دکل حفاری به روزهایی برمی‌گردد که علی طاهری مطلق در سال ۸۸ جایگزین مسعود سلطان پور در شرکت تاسیسات دریایی شده و خرید یک دکل حفاری را در دستور کار قرار می‌دهد.

مدیرعامل سابق شرکت تاسیسات دریایی با شرکت حفاری گلوبال پتروتک کیش دچار اختلاف کاری شده و تصمیم می‌گیرد بخشی از پروژه‌های حفاری شرکت تاسیسات دریایی و نه تمام آن را به زیرمجموعه خود واگذار کند درست در روزهایی که گلوبال پتروتک کیش، پروژه‌های خارج از شرکت را در دست بررسی داشت.

در روزهایی که این اختلافات در مجموعه تاسیسات دریایی به اوج خود رسیده بود، کار حفاری ۲۲ حلقه چاه دریایی فاز ۱۴ پارس جنوبی به تاسیسات دریایی واگذار شد که این شرکت به دلیل عدم برخورداری از دکل دریایی با محدودیت مواجه شد.

رضا مصطفوی طباطبایی (دلال معروف نفتی) و محمد مهاجرانی – فرزند عطا‌ا… مهاجرانی – وزیر فراری محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات-(بورس شده توسط سفارت آل سعود در لندن) با یکی از مدیران شرکت نفت و گاز پارس، موضوع دکل مورد نظر را مطرح می‌کنند که حاضرند آن را برای تاسیسات دریایی خریداری کنند.

مدیر مذکور بدون اطلاع از ماهیت این دو دلال نفتی، به شرکت تاسیسات دریایی توصیه می‌کند که برای عقب نماندن از برنامه حفاری فاز ۱۴ بررسی و خرید این دکل را در دستور کار قرار دهند.

با ورود این پیشنهاد به تاسیسات دریایی، گروهی مامور بررسی این دکل می‌شوند.

در شرایطی که این شرکت به دلیل تحریم‌های بین المللی دسترسی به منابع ارزی و طلب‌های خود را از دست داده بود.

دکل مزبور که فعالیت خود را از سال ۱۹۸۴ آغاز کرده، دکلی ۳ پایه و منطبق بر نیازهای جغرافیایی خلیج فارس بود و گفته شد در صورت تجهیز کامل این دکل، ۸۷ میلیون دلار دریافت شده و ضمانت و کلاس بین المللی آمریکایی برای آن صادر خواهد شد.

باتوجه به موضع گابریل کومانسکو مدیرعامل شرکت رومانیایی GSP مبنی بر مشکلات این شرکت برای دور زدن تحریم‌ها و معامله با ایران، دلال معروف با مطرح کردن شرکت DEAN، عمر کامل السواده اردنی را به عنوان همه کاره این شرکت به جلو می‌اندازد.

مدارک و اسناد موجود نشان می‌دهد که رضا مصطفوی طباطبایی به دلیل جلب اعتماد مسئولان تاسیسات دریایی در اقدامی‌دیگر این فرد را تایید کرده و به تاسیسات دریایی این اطمینان را می‌دهد که با این شرکت واسطه به زودی به دکل خواهید رسید.

دلیل حضور این شرکت واسطه در این بین، مشکلات شرکت رومانیایی با هرگونه معامله با ایران بود لذا تصمیم گرفته شد تا شرکتی میانجی و کاغذی، برای نهایی کردن این خرید تاسیس شود.

با توجه به مشکلات تحریم، شرکت تاسیسات دریایی با پرداخت پیش پرداخت دچار مشکل بزرگی شد در حالی که بخشی از منابع ارزی آن نزد شرکت CNPC چین وجود داشت؛ طباطبایی به دلیل روابط نزدیک خود با چینی‌ها، راهکاری را پیش پای تاسیسات دریایی گذاشت که بر اساس آن، ۱۷ میلیون دلار از طلب تاسیسات دریایی به حساب شرکت DEAN واریز می‌شد تا مشکل حقوقی برای هیچ یک از طرفین پیش نیاید.

در همین روزها بود که موضوع شکایت شرکت GSP از شرکت DEAN به دلیل ناتوانی این شرکت در بازپرداخت پول دکل رسانه ای شد؛ شکایتی که در لندن بررسی می‌شد و دادگاه مشغول بررسی این پرونده بود.

با عیان شدن ماجرا، دلال‌ها به یکباره ظاهر شدند و به مسئولان تاسیسات دریایی تاکید کردند که برای پیروز شدن در دادگاه، باید مبلغ ۱۷ میلیون دلار دیگر به حساب DEAN واریز شود تا وکلای این شرکت در دادگاه توان مالی خود و پول دکل را به اثبات برسانند که در صورت تحقق چنین موضوعی، دکل به ایران منتقل خواهد شد.

سید محسن میرشمسی از فعالان رسانه ای، در صفحه شخصی خود نوشت:

اولاً که این ماجرا خبر جدیدی نیست که بعضی انگار فساد تازه‌ای کشف کرده‌اند. این ماجرا سال گذشته هم مطرح شده بود و مدّتی این مسئله را در بوق و کرنا کردند و ماجرا نیز اصلاً اینطور که الان می‌گویند، نیست یعنی دکلی در داخل کشور نبوده که گم شود بلکه یک شرکت ایرانی یک دکل نفتی از یک شرکت خارجی خریداری کرده و پول آن‌را هم پرداخته و موعد تحویل دکل نیز سال ۹۲ بوده اما در موعد مقرر یعنی سال ۹۲ دکلی تحویل شرکت ایرانی نشده است! از سال گذشته نیز نهادهایی درحال پیگیری این مسئله هستند که ببینند اصل ماجرا چه بوده و اکنون نیز یک سال از مطرح شدن داستان سرنوشت نامعلوم دکل ۸۷ میلیون دلاری می‌گذرد. (این هم منبع: tr.im/1b36N)

ثانیاً ما رسانه‌ای‌ها تکنیک‌های جنگ روانی را می‌دانیم و خوب می‌فهمیم تکنیک برجسته‌سازی چیست و چه فوایدی برای جریانات سیاسی دارد. آن دوستانی هم که آشنایی خاصی با مبحث رسانه ندارند، بدانند که تکنیک برجسته‌سازی یعنی بزرگ‌نمایی یک مسئله برای دیده نشدن مسئله یا مسائلی دیگر! حالا وقتی وزیر نفت که از مقصران پرونده فساد کرسنت است، مدتی پس از گاف وزیر ارشاد در اعلام جریمه ۱۳ میلیارد و ۸۵۰ میلیون دلاری ایران در پرونده کرسنت و نیز قطعی شدن محکومیت متهم اصلی پرونده کرسنت یعنی مهدی هاشمی رفسنجانی، دوباره ماجرای دکل نفتی را آن‌هم در قالب یک فساد تازه کشف شده مطرح می‌کند و یک طیف خاص نیز در حجم گسترده‌ای به آن می‌پردازد، مشخص است که چه سیاستی پشت آن قرار دارد!

علی ایحال سرانجام دکل ۸۷ میلیون دلاری باید مشخص شود و هر کسی که در این زمینه مقصر است، باید به تیغ مجازات سپرده شود؛ هر کس هم می‌خواهد، باشد؛ کسی در این مسئله شک و تردیدی ندارد اما خوب است آنهایی که چشم‌ تیزبین‌شان ۸۷ میلیون دلار این دکل نفتی را می‌بیند اما ۱۳ میلیارد و ۸۵۰ میلیون دلار جریمه فساد کرسنت را نمی‌بیند، بدانند که با جریمه کرسنت می‌توان ۱۵۹ دکل نفتی خریداری کرد!

این خبر را به اشتراک بگذارید :