سرنوشت مبارزه جریان انقلاب با جریان محقر غرب زده:

نبرد با اهل قبله و نئو صهیونیست های وطنی/ دیگر سر ولی خدا به نیزه نخواهد شد / باید به جای زبیر از معاویه گفت!

ایام غدیر و دهه فراموشی فرزند غدیر در پیش است وآخرین قوم برگزیده به همراه امام خویش در گیر و دار با شیاطین انس می جنگند که البته جنگ هم زدن دارد و هم خوردن! روح خدا خمینی، همچون مسیح، بر خفتگان عالم بیدار دمی خواند و مردانی که کره زمین قرن ها به از درد به دور خود می پیچید و آنان را ندید، را بیدار کرد و بعثتی از جنس بعثت رسول الله راه انداخت. با دمیدنِ فجر روح الله کاخ فراعنه ی زمان متزلزل شد و همه ی کفر و شرک در برابر همه اسلام ایستاد!

عَلَم بعد از روح خدا بر زمین نماند و مردی از بنی انقلاب و از حواریون خمینی آن را به دوش گرفت و با خدای خویش نجوا کرد:«خذتُ بالقوه». علمدار بنی انقلاب عَلَم را با قوت و ایمان بلند کرد و برای فتح قلل رفیع جهان و فتح تمامی سنگرهای کلیدی جهان به مبارزه و جهاد قیام کرد. بر مؤمنین فرض است که تنها به او چشم بدوزند چرا که حضرت امیر المؤمنین، امیر کلام و امیر بیان فرمود:« قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْبِ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْقِبْلَهِ وَ لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ». مولای غدیر فرمود: “بین شما و اهل قبله باب جنگ گشوده شده، و این پرچم را به دوش نمى‏کشد مگر آن که اهل بصیرت و استقامت و داناى به موارد حق باشد” .

ما شیعیان مار گزیده ایم و از ریسمان سیاه و سفید می ترسیم! مگر نه اینکه غدیر را فقط بعد از چند ماه به فراموشی سپرده و دستانِ امیرالمؤمنین را بسته و پاره ی تن رسول الله را بین در و دیوار به شهادت رسانده اند؟ راستی چه شد که هنوز کفن حضرت رحمت للعالمین خشک نشده، سقیفه ای با عنوان کمیته صیانت از آرای انصار و مهاجر و صحابه سابق تشکیل و حکم پیامبر را زیر پا گذاشتند؟ چرا امت پیامبر نتوانست با راهپیمایی یا با قیام مسلحانه ای نتیجه آن سقیفه را تغییر دهد؟ اگر خواص آن دوران و صحابه رسول الله از ترس جان و مقام و یا چرب و شیرین دنیا و یا بی بصیرتی و تحلیل های تفسیر گونه ی آبکی فریاد سرندادند و شمشیر از نیام نکشیدند چرا امت ساکت ماند؟ آیا می توان گناه امت را کمتر از خیانت خواص دانست؟

علی اسدالله الغالب با ذوالفقار حیدری اش را خانه نشین کردند و کسی دم بر نیاورد! وقتی حکومتی که از چرک بینی یک گوسفند کمتر است به علی رسید باز اهل قبله با او وارد نبرد شدند! قاسطین جنگ سیاسی راه انداخته و مارقین از دین خارج شده و ناکثین پیمان بیعت شکستند! هر سه جبهه، پرچمی را در برابر شیرخدا برافراشتند که نهایت حضرتش پا به نبرد با اهل قبله گذاشت!

بعد از او سبطین رسول نیز با اهل قبله جنگیدند! تسعه المعصومین یکی به یکی با اهل قبله جنگیدند! البته که آلُ الله یهود را بزرگترین دشمن اسلام و انسانیت می دانستند اما همه با خطا و خیانت سران اسلام و به دست اهل قبله به شهادت رسیده اند. بزرگان، سران و خواصی که با واسطه یا بی واسطه سپر یهود بودند و همیشه پازل یهود را تکمیل کرده اند. سرحسین بن علی را اهل قبله بر نیزه کرده و با تازیانه به زن و بچه اهل تاختند.

حافظه ی تاریخی ما پر است از خیانت بزرگان اسلام به اسلام. کفار و مشرکین هیچوقت نتوانسته مستقیم در برابر اسلام صف آرایی کنند و همیشه مغلوب اسلام گشته اند. اگر صفحات حوادث تاریخ را ورق بزنیم نمایان است که، آنچه که اسلام ضربه خورده است بدست نفوذی هایی بود که در بین مسلمین، وجهه ای ظاهرصلاح برای خودشان ساخته اند! نفوذی هایی که همرنگ، همزبان، هم لباس و هم سفره ما گشته و بارها و بارها به اسلام ضربه وارد کرده اند! لازم نیست نفوذی خود بداند که نقشه ی دشمنان را به دوش می کشد گاهاً ندانسته با ده ها واسط شیطان بر او سوار می شود!

چرا شیعه باید حافظه ی تاریخی ضعیفی داشته باشد؟ از ازل تاکنون کدام فرعون و قارون و هامان به دین خدا و بشریت احترامی خشک و خالی داشته اند تا چه برسد به تأمین امور دنیای آنان؟ کدام حاکم ستمگر و ظالم و چپاولگر سعی کرده است با مذاکره و توافق نامه دستی به سر روی مردم مظلوم بکشد؟ اگر کسی در تاریخ چند هزار ساله نمونه ای را سراغ دارد که ظالمان و مستکبران و فراعنه دلشان به حال ملتی سوخته باشد؟! یا سعی کرده اند مرحمت و لطفی نسبت به مردم داشته باشند؟

معاویه و فرزند منحوسش یزید کی و کجا به مردم زمان خود رحم کرده اند؟ زیاد دور نرویم! مغزهای فرسوده و وابسته همیشه از حقیقت و واقعیت موجود دوره بوده اند. در طی قرون اخیر کدام دولت زورمدار اروپایی حاضر شده است به ملتی-مسلمان و غیرمسلمان- از سر لطف و یا سر احترام برخورد کند؟ در کدام صفحه کتب قطور تاریخی از سر لطف و احترام مستکبرین به دیگر کشورها نگریسته اند و دنیای آنان را تأمین کرده اند!

اگر صدساله ی پشت سر گذاشته ی کل دنیا را مشاهد کنیم این تاریخ پر است از ظلم و جور زورمندان نسبت به ضعیفان! هیچ حکومت غربی و یا شرقی قدرتمند را نمی بینید که با دیگران از سر لطف و احترام و یا حتی موازنه مساوی تعامل کرده باشد.

ما را چه شده است که امروز بعد از ۳۷ سال باید الفبای تاریخ مصور و روشن گذشته را برای برخی مرور کنیم؟ چرا برخی مغزهای فسیل شده می خواهند جای ظالم و مظلوم را عوض کنند؟ اگر کودتای مرداد سال ۳۲ را ما در آمریکا به ثمر می رساندیم اگر صدام را برای جنگ با آمریکا مجهز می کردیم اگر ایالت های بهم سنجاق شده ی شیطان بزرگ را به تجزیه طلبی تحریک می کردیم، اگر آمریکا را تحریم می کردیم و کشورهایی را که با آمریکا تعامل می کردند را مجازات می کردیم، اگر دارایی های آمریکا را در بانک های داخلی و بین المللی بلوکه می کردیم، اگر در ایالت متحده فتنه ۸۸ به پا می کردیم، اگر مکزیک، کانادا و دیگر کشورهای آمریکای شمالی را اشغال کرده و جناب “یو إس أی” را محاصره نظامی می کردیم، اگر داروهای رادیوشیمیایی و دیگر داروهای بیماران آمریکا را تحریم می کردیم، اگر هر روز آمریکا را به جنگ نظامی تهدید می کردیم و هزاران اگر دیگر را اضافه کنیم، آن وقت این مغزهای پوسیده و غرب زده باید ما را به جنگ طلبی متهم ساخته و ما را به تعامل با دنیا!! دعوت می کردند آن وقت این حضرات ساده لوح و گاهاً مغرض خائن، می بایست ما را به تنش زدایی فراخوانده و دم از آزادی و دموکراسی و قانون و تمدن بزنند!

شیعه در تاریخ به واسطه حضور جریان نفوذ و جریان تحمیل در طول قرون متمادی یک روز خوش نداشته است. اسلام آمریکایی که سابقه ای ۱۴۰۰ ساله دارد از همان روز اول به دست ظاهرمسلمانانی بنا شد که همیشه خودباخته و جیره خوار دشمنان اسلام ناب بوده اند. امت حزب الله در طول ۱۴ قرن اینقدر ظلم و جور دیده است که ذره ای به کفار و مشرکین و منافقین اعتمادی نداشته و نخواهد داشت. نبرد با جبهه شرک و نفاق تا زمانی ادامه دارد که ریشه شرک و نفاق خشکانده شود.

ارتباط و تعامل با جبهه دشمنان اسلام هیچ سود اقتصادی حتی برای ما به ارمغان نخواهد آورد! اگر کسی در تاریخ تنها موردی می شناسد معرفی کند که در کدام واقعه و سال و کجا، ارتباط با دشمنان و تعامل و بده بستان با دشمنان به سود مسلمین بوده است؟

در این زمان که گویی نبرد به ساعات آخرین کشانده شده است و هژمونی پوشالی غرب در حال فروریختن است شیعه نباید به واسطه افراد خسته و کسل و فشل و یا بواسطه خائنین و منافقین و نفوذی ها به عقب رانده شده است. آن پیر روشن ضمیر که فرمود خودتان را برای ادامه مبارزه با استکبار آماده کنید دیگر تنها نخواهد ماند! ما همانند قومی نیستیم که از یاری حسین بن علی (ع) خودداری کرده تا سر شاه کهکشان ها به نیزه شد و سپس با دست به پیشانی زده اند که “ای وای حسین کشته شد” . نه؛ به خدای واحد اگر از دشمنان دین و دنیایِ جهان اسلام لحظه ای غفلت کنیم بر سید علی خامنه ای همان پیش خواهد آمد که پیش از او بر جد مظلومش حسین بن علی راندند! به خدای قهار قسم، کوچکترین کوتاهی از ناحیه حواریون علمدار بنی انقلاب نتیجه ندارد جز تنها ماندن سفیر حسین در کوفه؛ همان مسلم تنهای تنها در کوچه های غریب کوفه، که در برابر منافقین و مردم بی وفای کوفه تنها ماند و نهایت به ضرب زور و شمشیر او را به شهادت رسانده اند. به خداوند عزّ و جلّ قسم که دعاهای ما به خط کوفی نوشته نشده است.

هر روز برای ما عاشورا و هر مکان کربلاست. نبرد با اهل قبله سابقه ای به اندازی پهنای کل تاریخ دارد؛ نه جغرافیا می شناسد و نه زبان و نه رنگ پوست! اهل قبله ای که همواره مورد عنایت یهود بوده اند. اما ما کسی نیستیم که به صدای قرائت قرآنی در نیمه شب فریب بخوریم! دیگر پیشانی های پینه بسته و روحانی نماها و ملاهای وابسته به غرب و نفوذی ها ما را فریب نخواهد داد!

امروز دیگر بازخوانی سابقه ی زبیر برای ما بصیرت نمی آورد! بازخوانی دلاورمردی ها و جنگیدن سعد ابی وقاص در کنار رسول الله و حتی شمر همان جانباز جنگ صفین، ضمیر ما را روشن نمی کند! امروز باید از معاویه گفت. کسی که در برابر امیر جامعه ایستاده است و فتنه می کند و جمع خوارجی را از انقلابیون سابق پدید می آورد تا مردم را گمراه کند و به دامانِ شیطان بزرگ بسپرد زبیر نیست! بلکه معاویه است. معاویه است که عده ای را با ظاهر اسلام فریب داده، عده ای را با زر خریده، عده ای را با زور مطیع خود ساخته، عده ای را با جهالتشان گمراه کرده است! معاویه است که امروز در جامعه جریان نئوصهیونیست های وطنی را راه انداخته است. معاویه است که داعشی های وطنی را تجهیز کرده است. معاویه است که از اسلام تعریف سکولاری را ارائه می کند. خدا رحمت کند امام ما را. امام ما فریاد می زد:«خون دلی که پدر پیرتان از متحجرین خورده از هیچکس نخورده است». یعنی دشمن اول اینهایند. کدام دشمن از این اولی تر؟ امام، معنای تحجر را برای ما روشن کرده است. در بینش امام تحجر گرایی و مقدس مآبی یعنی این: «محدود کردن اسلام به احکام عبادی و فردی».

م

اگر امیرالمؤمنین با ناکثین و قاسطین و مارقین جنگید امروز سیدعلی از سلاله مطهر او، هم با آمریکا، انگلیس، اسرائیل می جنگد هم با تکفیری های جهان اسلام می جنگد و هم با نفوذی ها و منافق صفت های درون! آن علی در سه جبهه جنگید و این سید علی نیز در سه جبهه. امروز ما همانند جنگ احزاب است. در جنگ احزاب، همه ی مشرکین و کفار و یهودیان و مسیحیان و منافقین علیه رسول خوبی ها ایستادند و در این جنگ احزاب نیز آمریکا، اسرائیل، انگلیس، سلطنت طلبان، توده ای ها، منافقین، سکولاریسم های داخلی، مارکسیست ها، رقاصه های فراری، سعودی ها، تکفیری ها وداعشی های منطقه، نئو لیبرال ها و تکنوکرات ها و نئو صهیونیست های وطنی علیه یگانه پرچم دار بنی انقلاب ایستاده اند. ما هنوز ایستاده ایم و تا فتح سنگرهای کلیدی جهان نخواهیم نشست. صدای شکسته شدنِ استخوان های هژمونی لیبرال دموکراسی آمریکا به گوش می رسد و به همین دلیل است که با تمام قوا علیه جبهه مقاومت بسیج شده اند.

مبارزه ادامه دارد و ما در برابر آل الله سوگند یاد می کنیم که تا آخرین نفس فرزند و نائب بر حق ایشان را تنها نخواهیم گذاشت.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :