حسین رئیسی؛ سخنگوی یاران انقلاب اسلامی در گفتگو با یاران۳۱۳:

اساس کار ما باید کار فکری و فرهنگی باشد/ از مسئولین، سیاسیون و مدعیان کار فرهنگی ناامید شدیم/کار فرهنگی بدون سیاست عین سکولاریسم می باشد/ فعالیت های سیاسی در رامهرمز نهادینه نشده/ نیروهای مذهبی در رامهرمز با هم متحد نیستند/ اینجا کسی کار فکری و فرهنگی نمی کند

پایگاه خبری یاران ۳۱۳ در گفتگو با حسین رئیسی به بررسی معضلات و آسیب های فعالیت های فرهنگی و سیاسی شهر رامهرمز پرداخته است که مشروح آن در ذیل آمده است.
خبرگزاری:با توجه به کارهای پراکنده ای که در حیطه های مختلف سیاسی، فرهنگی و… در سطح شهر شکل می گیرد، شما اولویت و ضرورت را در چه نوع فعالیت هایی می بینید؟
رئیسی:فعالیت هایی که در شهر انجام می شود یا توسط نهاد ها و ارگان های دولتی صورت می گیرد که آن را هم در بیشتر مواقع به افراد فعال در پایگاه ها و مساجد و … محول می کنند یا هم توسط افرادی خودجوش که خود گروه یا تشکیلاتی دارند برگزار می شود. متأسفانه کاری که توسط نهاد های دولتی و شبه دولتی انجام می شود چونکه به اصطلاح بخشنامه ای می باشد افراد متولی خود را موظف می دانند فقط برنامه را اجرا کنند دیگر به اینکه سطحی باشد یا عمیق و یا اینکه آیا اصلا ضرورتی دارد یا نه توجه نمی کنند. عیب این نوع فعالیت ها همین است که به قول معروف خشک و خالی و رفع تکلیفی می باشد. البته بنده نمی خواهم این چنین کارهایی را تخطئه کنم اتفاقا اگر همین ها هم نباشد که دیگر واویلاست اما نظرم این است که کار باید با فکر و عمیق و مؤثر باشد. هر چند که یک سالی است به دلیل حضور برخی افراد ارزشی و دلسوز و کاردان در شهر فعالیت ها به شکل مفیدتری برگزار می شوند. ولی در آن طرف قضیه فعالیت هایی که توسط نیروهای جوان انقلابی خودجوش شکل می گیرد چونکه کسانی آنها را موظف نکردند و داوطلبانه می باشد قدر مسلم کاری با فکر و بر اساس ضرورت می باشد. حال اگر نیم نگاهی هم به نوع فعالیت ها بیندازیم متوجه می شویم که در ظاهر اکثرا اسم فرهنگی را به یدک می کشند اما رنگ و بوی فرهنگی ندارند. نقطه پیک فعالیت ها در این شهر موقع انتخابات می باشد این نشان از آن دارد که کارهای سیاسی بر فرهنگی می چربد. شما افرادی را که در طول سال نه تنها برنامه فرهنگی ندارند بلکه اصلا در برنامه های فرهنگی هم حضور پیدا نمی کنند یک دفعه می بینی در این مواقع پیش قراول کارهای فرهنگی می شود. ولی چه کار فرهنگی؟ بخوان فرهنگی بنویس سیاسی! برای مثال آموزش و پرورش که یک نهاد فرهنگی و انسان ساز است را ببیند، مدیریت آن را نماینده شهر انتخاب می کند و یا در سطحی پایین تر مدیران مدارس هم کسانی هستند که در انتخابات برای نماینده تبلیغ کرده باشند. این فاجعه است. اساس کار ما باید کار فکری و فرهنگی باشد. شما یک درخت را در نظر بگیرید. مهمترین عضو این درخت ریشه اش می باشد اگر این درخت می خواهد ثمر بدهد باید ریشه اش سالم و در خاک مناسبی باشد. حال فعالیت های فرهنگی نقش همان ریشه را برای درخت دارد. کسی که می خواهد در انتخابات که در واقع میوه درخت می باشد نتیجه بگیرد باید از قبل روی ریشه کار کرده باشد. همین می شود که در موقع انتخابات یک موجی می آید و کلا ورق برمی گردد. حرکت هایی بدون معرفت که بر اساس احساسات و موج شکل بگیرد تداوم ندارند و نه تنها آبادی ایجاد نمی کند بلکه خرابی به بار می آورد.
خبرگزاری:منظور شما از اینکه اولویت با فعالیت های فرهنگی باشد و سیاسی نباشد چیست؟ آیا شما این دو را هم جدا می دانید؟
رئیسی: نه خیر؛ منظور من این نیست که بین این دو حیطه تفکیک قائل بشوم و هر کس می خواهد کار فرهنگی بکند نباید سیاسی باشد و بالعکس. منظورم این است که اولا اولویت با کار فکری باشد اول باید تنور را داغ کرد و بعد خمیر را چسباند. هر کسی که فعالیتی چه فرهنگی و یا سیاسی انجام می دهد باید یک مبنای فکری داشته باشد یا نه؟ باید بر اساس یک مکتبی پیش برود یا نه؟ داشتن نظام فکری برای همه افراد و جریانها ضرورت دارد. اگر یک فرد دارای نظام فکری باشد، ذهنش نظام‌مند باشد اگر یک اعتقاد بیگانه‌ای وارد ذهنش ‌شود، ذهن او واکنش نشان می‌دهد، او متوجه می‌شود که این گزاره و این آموزه با نظام فکری او ناسازگار است، لذا نسبت به آن حساسیت نشان می دهد. سعی می کند که این حساسیت را برطرف کند یا طردش بکند یا بالاخره ارتباط برقرار بکند . تفاوت یک ذهن ذهن منظم، با یک ذهن نامنظم مثل تفاوت یک خانه نامنظم است با خانه منظم. اگر یک خانه نامنظم باشد – فرض بفرمائید در حیاط ۲۰ متری هیچ چیز سر جای خودش نباشد، ۵۰ تا پاره آجر وسط حیاط افتاده باشد، اگر دوپاره آجر دیگر هم وسط حیاط بیفتد، صاحب خانه اصلاً متوجه نمی شود برای اینکه در این حیاط نظمی حاکم نیست، هر گزاره ای را می توانید وارد خانه ذهن یک آدم فاقد نظام فکری بکنید. اما اگر یک خانه ای منظم باشد، هر چیزی سر جای خودش باشد، بین اجزای مختلف، یک نظم منطقی وجود داشته باشد، اگر یک عنصر بیگانه وارد بشود، این فرد واکنش نشان می دهد، حساسیت نشان می دهد، سعی می کند رابطه این مؤلفه را و رابطه این آموزه را با آموزه های دیگر روشن بکند. این است کار فکری و فرهنگی! حال بعد از این که مبانی فکری افراد شکل گرفت به راحتی می شود در میدان سیاست روی آنها سرمایه گذاری کرد. اعتقاد بنده این است که کار فرهنگی بدون سیاست عین سکولار می باشد. مگر می شود روی ریشه کرد ولی دنبال ثمر و میوه نباشی؟! اگر ما کلی کار فرهنگی کنیم ولی در موقع انتخابات نتیجه حاصل نشود این نشان می دهد که کار فرهنگی ناقص بوده است. پس ما باید ابتدا به ساکن روی افکار و اعتقاد و باورهای مردم کار فرهنگی کنیم که اگر این کار به درستی انجام بشود خود مردم در عمل دست به یک انتخاب درست می زنند.
خبرگزاری:کار های سیاسی که در رامهرمز اتفاق می افتد را چطور می بینید و آیا واقعا متولیان بینش سیاسی دارند و یا سیاستمدار هستند؟
رئیسی: کلمه سیاست یک کلمه شیرینی می باشد و هر کسی به نوعی خود را سیاسی می داند اتفاقا همانی که می گوید من در سیاست دخالت نمی کنم هم خود سیاستی دارد. همه جا این جور می باشد و رامهرمز هم مستثنی نیست ولی فعالیت های سیاسی در رامهرمز نهادینه نشده و خوب جا نیفتاده است. در زمینه فرهنگی چون کار مشکل و تخصصی می باشد افراد کمتر نظر می دهند و ورود پیدا نمی کنند ولی کار سیاسی چون بیشتر در بین عامه مردم فقط در حد تحلیل خلاصه می شود همه خود را تحلیل گر سیاسی می دانند و به خود اجازه می دهند که نظر بدهند. یکی از مشکلات اساسی که به نظر بنده گریبانگیر و بلای جان رامهرمز شده همین است که افراد دندان تیز کرده اند برای تصاحب کرسی های ادارت و سازمان ها. همه با چنگ و دندان دنبال قدرت هستند و این حاصل نمی شود مگر از طریق کانال سیاست. یعنی شرایط طوری شده که افراد برای تصاحب پست و منصب ناگزیر وارد بازی های سیاسی می شوند. یه جورهایی همه خود را مجتهد سیاسی می دانند، خود راتحلیل گر سیاسی می دانند، خود را هادی سیاسی می دانند. برای هر کدامشان باید یک تشکیلاتی براه انداخت. و از طرف دیگر هم اگر دلسوزی بلند بشود و قدمی برای معضلات فرهنگی بردارد زود انگ سیاسی می زنند چرا؟ زیرا رندان همه را به کیش خود پندارند! کلی بر چسب بارش می کنند، تهمت نثارش می کنند. این یعنی سیاست زدگی. یعنی غرق در حزب و باند بودن، یعنی تشنه قدرت بودن. تا زمانی که اوضاع بدین منوال باشد همین آش است و همین کاسه. البته ناگفته نماند که عده ای هستند که چم و خم کار را بلدند و سیاست را به معنای واقعی کلمه می فهمند و کار می کنند. لازمه حل این معضل این است که قبلا عرض کردم. اول باید کار فکری و فرهنگی شکل بگیرد. هر کسی به خودش اجازه ندهد که بدون شناخت نظریه بدهد. هر کسی جایگاه خودش را بشناسد و واقعا در هر حیطه ای که احساس می کند توانایی دارد مسئولیت بپذیرد و فعالیت کند. کسی که می خواهد وارد عرصه سیاسی بشود باید بینش سیاسی داشته باشد صاحب اندیشه و نظر باشد. ویژگی های شخصیتی، حرفه ای و مکتبی لازم را داشته باشد. در همین چهار سال اخیر دیدیم که اگر کسی اهل سیاست نباشد نمی تواند در حد جایگاهش ظاهر بشود و وظیفه خود را به نحو احسن انجام بدهد. به دلیل آشنا نبودن با دستورالعمل های مدیریتی، شیوه زمامداری و رفتار با مردم، و عدم نظارت بر عملکرد و مدیریت مسئولین زی ربط به منظور حسن اجرای امور که به تأمین امنیت شهر، رضایت عمومی مردم، استحکام و ثبات شهر منجر می گردد.
خبرگزاری: آیا نیروهای مذهبی حول یک محور می چرخند و با هم متحد هستند یا نه؟
رئیسی: تا زمانی که خودپرستی و خود محوری وجود داشته باشد باشد “واعتصوا به حبل الله جمیعا و لا تفرقو” حاصل نمی شود. تا زمانی که آقایان خود را مجتهد سیاسی می دانند و می گویند حرف باید حرف من باشد و یا به قول معروف «دیگی که برای من نجوشد می خواهم برای هیچ کس نجوشد» باشد، اتحاد و همبستگی بدست نمی آید. در همیشه تاریخ این دو دستگی ها و چه بسا چند دستگی ها باعث شکست جریان های مذهبی و ارزشی بوده است. تا آنجا که مولای متقین امام علی(ع) می فرمایند:« آنها در باطلشان متحد و شما در حق متفرقید». به هر حال در عرصه فعالیت ها سلایق و نظرات مختلفی وجود دارد و همین باعث شکاف در بین نیروهای مذهبی می شود. البته اختلاف سلیقه خوب است ولی اختلاف عقیده و اختلاف فکر در بین نیروهای مذهبی سم می باشد. زیرا کسانی که به اسم مذهب حول یک محور جمع می شوند دیگر نباید اختلاف فکری عمیقی داشته باشند. برای مثال در معرفی مصداقی برای نماینده شهر اختلاف وجود دارد. خب برای انتخاب که معیار ها و ملاک ها مشخص شده. رهبر انقلاب آنها را به خوبی تبیین کرده است و فرموده که نماینده باید”متقی، کادران، متعهد و شجاع باشد” پس بنشینید و بررسی کنید کدام یک از افراد این معیار ها را دارد. یکی از مشکلاتی که همانند ویروسی به جان نیروهای مذهبی افتاده تعصبات قبیله ای و طایفه ای می باشد. این جای بسی تأسف دارد و دل آدم خون می شود وقتی می بیند یک نیروی انقلابی همانند مردم عرب جاهلیت رفتار می کند و بدون هیچ منطقی از فرد هم طایفه ای خود حمایت می کند. وقتی هدف یکی باشد، وقتی کار برای رضای خدا باشد، وقتی گوش ها به سمت دهان رهبری باشد، دیگر اختلاف چه معنایی دارد؟! این اختلاف در فعالیت هایی که صورت می گیرد به روشنی ملموس می باشد. هر کسی یک عَلَمی براه انداخته و سی خود می رود. تا زمانی که کار ها جزیره ای باشد و همه فعالیت ها حول یک محور و سنگ آسیابی شکل نگیرد موفقیت حاصل نمی شود.
خبرگزاری: در آخر چه پیشنهادی برای بهبود اوضاع فرهنگی و سیاسی شهر دارید؟
رئیسی: پیشنهادم این است که هم نهادها و هم تشکلات خودجوش باید برنامه ریزی شده کار کنند. باید طرح و ایده های نو و کارآمد داشته باشند. مسئولین، یک اتاق فکری با مشارکت فعالین کار بلد تشکیل بدهند و از تجربیات و توانایی آنها استفاده کنند اگر دلسوزند و دغدغه مسائل شهر را دارند از پشت میزها بلند شوند و با کف جامعه ارتباط برقرار کنند. در رابطه با حمایت مسئولین از نیروهای فعال سطح شهر باید بگویم که طبق آن ضرب المثل معروف که می گوید« ما را به خیر تو امیدی نیست شر مرسان» نه تنها کمکی نکردند بلکه گاهی اوقات برای جوانان انقلابی فعال مشکل ساز هم شدند. ما دیگر از مسئولین، سیاسیون و مدعیان کار فرهنگی ناامیدیم. از طرف دیگر همین نیروهای فعال مذهبی و ارزشی کارهایشان را به سمت تقویت بنیه فکری افراد پیش ببرند. اولا که خودشان باید معرفت کسب کنند و ساز و کار فرهنگی را یاد بگیرند بعدش نیروها را جذب و تثبیت بکنند. بزرگانی که مدعی کار سیاسی و فرهنگی هستند اگر برای رضای خدا کار می کنند سعی کنند بین خودشان به یک تجمیعی برسند و حرف و عملشان را یکی کنند. لازمه این کار جهاد اکبر یعنی مبارزه با نفس می باشد. فرمود«انفس کالنعامه» نفس آدمی مثل شترمرغ است یعنی نمی خواهد زیر بار برود از زیر کار شانه خالی می کند، توجیه می کند. شتر مرغ را اگر بگویی بار بردار! می گوید مرغ که بار برنمی دارد و اگر بگویی که بپر می گوید مرغ که نمی پرد.
خبرگزاری: از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار گذاشتید صمیمانه کمال تشکر را داریم
رئیسی: خواهش می کنم من از شما سپاسگزارم که تحملم کردید. من وظیفه خودم می دانم که هر جا احساس نیاز شد آستین ها را بالا بزنم و بسیجی وار وارد صحنه بشوم و هر کاری از دستم براید انجام می دهم بدون هیچ گونه ادعایی. همین الان هم گاهی اوقات من خودم میروم و نشریه سیمای زندگی را در دست می گیرم در بین مردم پخش می کنم و نه تنها کسر شأن نمی دانم که خدا شاهد است احساس غرور می کنم که بتوانم قدمی در راه آگاهی بخشی به مردمم بردارم. امروز امام زمان(عج) سرباز کف صحنه می خواهد نه معاون اولی و وزیر و مشاور. تا اتفاقی میفته سریع عده ای با عصبانیت میگن چرا رهبری فلان کارو نمیکنه؟!چرا نمیزنه تو دهنشون؟چرا… بابا امام علی(ع) نتونست کاری کنه! میرفت با چاه حرف میزد. امام معصوم… چون عمار میخواست. این عمار؟ امام زمان سرباز کف صحنه می خواهد تک تیرانداز می خواهد. با وجود عدم حمایت مالی و معنوی از مسئولین باید کارمان را انجام بدهیم. آقای زکزاکی ۲۵ میلیون نفرو مسلمان کرده هیچ رئیس و نهاد و امام جمعه ای هم نبوده که حمایتش کنه. انشاءالله که خداوند به ما بصیرت در فهم و تشخیص عطا کند و بتوانیم وظایفمان را به درستی انجام بدهیم. والسلام

انتهای پیام/

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :