نماینده ی شهر ما – رامهرمز- هنوز هم شهید چراغزاده دزفولی است!/

در آستانه گرامیداشت شهدای ۷ تیر/

یادداشت//

cheraghzadehmojtamaa

 

باید به حال خودمان گریه کنیم؛ به حال مسئولین مان؛ به حال فعالان فرهنگی مان؛ به حال نخبگان سیاسی مان؛ به حال مردم مان؛ باید خودمان را بازخواست کنیم و مورد بازجویی قرار دهیم؛ باید محاسبه کنیم خودمان را قبل از اینکه محاسبه مان کنند! شهید چراغزاده که بود؟ چه کرد؟ چه شد؟ آیا می دانیم جمهوری اسلامی ایران بزرگترین قربانی ترور و ترویسم بین المللی است؟ ۱۷ هزار شهید قربانی ترور! ۱۷ هزار ترور بدست منافقین و لیبرال های کور به دستور سرویس های امنیتی اطلاعاتی آمریکا!

باید دستگاههای فرهنگیِ کسل و فشل مان را بازخواست کنیم؛ این دردها را کجا باید بگوییم؟ ما این غم ها و ناله ها را کجا باید بگوییم؟ ما این شکایت را پیش چه کسی باید ببریم؟ چرا سرمایه های خود را نشناختیم و استفاده نکردیم و به مسئولین، مردم، ادارات، جوانان، نوجوانان و … معرفی نکردیم؟ چرا در تمامی ادارات ما عکس شهدایی همانند شهید چراغزاده و دیگر عزیزان “نباید” نصب باشد؟ چرا رفتار و عمل ما اعم از مسئولین و مردم برگرفته از زندگی این شهید نیست؟ چرا حس مسئولیت و خدمت به مردم و ساده زیستی و حساسیت در برابر بیت المال و دوری از رانت و سرمایه سالاری این شهید و دیگر شهیدان نباید امروز بر ما حاکم باشد؟ چرا نگفتیم علیرضا چراغزاده دزفولی نماینده رامهرمز، هفتگل و رامشیر بود که علیه مفسدین و ضدانقلاب ایستاد و سرانجام در کنار شهید بهشتی و ۷۲ تن به دست کوردلان منافق ترور شد! آیا مردم رامهرمز و جوانان این سرزمین این انسان والا را می شناسند؟ سهم این شهید، عکسی آن هم گمنام در گوشه ای باشد و بس؟! چرا علیرضا چراغزاده را به عنوان نماینده ی اسوه رامهرمز و نماینده ی طراز انقلاب، به مردم معرفی نکردیم که مردم در انتخابات هایشان همانند علیرضا را انتخاب کنند و چرا علیرضا چراغزاده را به رخ نمایندگان شهرمان در طول دو دهه نکشاندیم تا بدانند که حق ندارند از خط علیرضا کوتاه بیایند و باید از علیرضا، آرمان ها و ارزش ها و ساده زیستی و خدمت به خلق و مقابله با مفسدین و منحرفین و فتنه گران را به ارث برند؟ ما مقصریم و باید بر کوتاهی خویش در پیشگاه خداوند متعال و شهدای عزیز توبه و انابه کنیم.

  1. شهید علیرضا چراغزاده دزفولی در سال ۱۳۳۲ در اهواز متولد شد؛ علیرضا چهار ساله بود که از نوازش و عطوفت پدری محروم شد و تحت تربیت مادر گرامی اش پرورش یافت. در پی مرگ پدر، ‌معیشت خانواده با مشکل مواجه شد و علیرضا از همان دوران کودکی و نوجوانی علاوه بر تحصیل به منظور کمک به تأمین معاش خانواده به کسب و کار روی آورد و با دست رنج کارگری و سپس حرفه درودگری جای خالی و پر مهر پدرش را پر کرد. ایستادگی در برابر کاستی ها و تلاش و کوشش بی وقفه از او جوانی برومند، مومن و متعهد به اصول و اخلاق پسندیده اسلامی ساخت، به گونه ای که سرآمد همسن و سالان خود شد.
  2. همزمان با پیروزی انقلاب ۲۵ سال داشت که ضمن تدریس در مناطق محروم به کارهای فکری، علمی و عقیدتی و نشر مقالات روی آورد و با جهاد سازندگی در کنار مردم همراه شد. او یکسال به عنوان بخشدار مرکزی هفتگل به مردم هفتگل خدمت کرد و سپس با توجه به سابقه ی خدمت و اخلاق و ولایتمداری اش بعنوان نماینده مردم رامهرمز، هفتگل و رامشیر انتخاب شد. این شهید عزیز در مدت نمایندگی در کنار مردم محروم شهرمان بسیار کوشید و خدماتی ارائه داشت و همزمان در مباحث کلان کشوری و در اعلام مواضع سیاسی کلان، در ولایت ذوب بود و در کنار شهید بهشتی و دیگر عزیزان فعالیت سیاسی را ادامه داد.
  3. کاش نماینده ی اسبق، سابق و حال رامهرمز کمی وقت بگذارند و نوارهای نطق های آتشین نماینده شهیدمان را از آرشیو مجلس گرفته و گوش دهند و کاش متن این خطابه های عمیق به دست مردم و فعالان فرهنگی و سیاسی برسد. این روزها هم که شنیده می شود این حضرات و دیگر افراد جهت کاندیدا شدن در انتخابات مجلس آماده می شود مطالعه آثار این شهید توصیه می شود چرا که نمایندگان شهر ما هنوز شهیدان چراغزاده دزفولی و موسوی دامغانی اند!
  4. شهید چراغ زاده در نطق پیش از دستور یکصد و پنجاه و چهارمین جلسه علنی مجلس که در تاریخ ۱۰/۳/۱۳۶۰ (هـ .ش) برگزار شد، طی سخنانی عمیق به استراتژی سردمداران استعمار برای مقابله با قیام مردمی ایران اشاره کرد و گفت: «… استعمار، گاه بصورت فشارهای اقتصادی، سیاسی و زمانی هم بصورت فشارهای نظامی و هنگامی هم در قالب برنامه ای گسترده شامل ترکیبی از همه اینها… ملت ما را در معرض تهاجم قرار می دهد… در تمامی این حرکت ها اصل بر این است تا رهبر را از انقلاب و انقلاب را از رهبری بگیرد… اما در هر مرحله قدرت ایمان زیان حاصل از این [توطئه ها] را به خود آنها برگردانده است.» او خطاب به عوامل خود فروخته لیبرال ها و کسانیکه مردم را خارج از صحنه می دانستند می گفت: «این ملت همیشه در صحنه بوده و… هستند و آنچه که عامل حضور مردم در صحنه هست، محور ولایت است. مردم در صحنه حاضر هستند اما حول محور ولایت و استقامتشان فقط برای ولایت و در نهایت برای خداوند است.» او همچنین در قسمتی از نطق پیش از دستور دانشجوی پر شور و انقلابی را اینگونه معرفی می کند: «دانشجوی پرشور و پر تلاش انقلابی همان جوانی است که سلاح قلم به دست گرفته و با استفاده از جوهر خون خودش در شن های داغ جبهه ها،‌ بزرگترین افتخارات را در تاریخ مبارزات این ملت ثبت می کند، دانشجوی پر شور و انقلابی آن کسی است که در کنار برادر روستایی به سازندگی مشغول است.»
  5. او همچنین خطاب به خود مسئولان می گفت: «باید دقت کنیم در مقابل این سئوال آیندگان قرار نگیریم که زمانی بگویند اگر شما بیشتر از این از خودگذشتگی نشان می دادید به سر انقلاب چنین و چنان نمی آمد. اگر آیندگان، ما را …. در مقابل این سئوال ها قرار دهند فقط آنهایی قادر به جواب خواهند بود که سرهایشان از بدن جدا شده و دست ها و پاهایشان در جبهه ها از بدن قطع و خانه شان بر سرشان خراب شده است.»
  6. آری برادران و خواهران؛ شهید علیرضا چراغ زاده دزفولی، در عمر کوتاه خود، هیچ سوالی را بی پاسخ نگذاشت و شامگاه هفتم تیر سال ۱۳۶۰ (هـ.ش) در میان آوارهای قتلگاه سرچشمه تهران، جاودانه ایستادگی کرد تا تاریخ انقلاب و امت خمینی کبیر همواره سربلند باشند او به همراه شهید بهشتی و دیگر اعضای حزب جمهوری اسلامی ناباورانه و سوگمندانه پرکشید تا امام و امت و مردم رامهرمز زخمی عمیق بر دلشان بنشیند و ثلمه ای بر لشکر اسلام وارد شود که هنوز که هنوز است این ثلمه پرکردنی نیست! او و دیگر هم پیاله هایش قربانی ترور شدند تا امروز مسئولین جمهوری اسلامی به فکر خدمت به مردم، ساده زیستی، آمریکا ستیزی و دفاع از مظلومان عالم باشند اگر مسئولی در شناخت این وظایف و عمل به آنان کوچکترین تردیدی نماید شک نکنید که به خون شهدا خیانت کرده است. امروز رامهرمز، رامشیر و هفتگل و دیگر مناطق، منتظر نمایندگانی از جنس شهید علیرضا چراغزاده هستند چرا که هنوز نمایندگان واقعی ملت ایشانند…

والسلام

داود مدرسی یان

این خبر را به اشتراک بگذارید :