در حاشیه افاضات جدید آشیخ مُدِرَیشِن

هدف، بازگشایی لانه جاسوسی است؛ رفع تحریم ها کجا بود؟

IMAGE634927442221816539

آشیخ مُدِرَیشِن گفت:سفارت‌های ایران و آمریکا روزی بازگشایی خواهند شد!

  1. جریانات فکری و سیاسی برای اینکه بتوانند به اریکه ی قدرت برسند و آن را حفظ نمایند ناچارند که شعارهایی را انتخاب کنند که نیازهای جامعه در بربگیرد؛ اگر حقیقتاً به دنبالِ درد و نیاز مردم باشند که باید نیازها و اولویت های جامعه را در نظر بگیرند و اگر هم حقیقتاً به دنبالِ درد و نیاز مردم نباشند بازهم مجبورند برای فریب اذهان عمومی از مردم و مشکلات مردم دم بزنند. سوی این مطلب دسته دوم اند که با تَردستی و خال بازی(۱) سعی بر شلوغ کاری و فریب افکار عمومی دارند؛ هرچند جامعه ای به لحاظ آگاهی پیشرفت هم کرده باشد باز از گزند این دسته از خواص محفوظ نیست.
  2. از زمان قاجاریه یک طیف فکری در کشورمان بوجود آمد که کاملاً با دسته ی دوم قابل تطابق است. این طیف فکری به عنوانِ دانشجو از سوی حاکمان وقت به کشورهای اروپایی گسیل می شد و بعد از چند سالی با دستانِ غربی های فریبکار، حسابی بار آمدند و با کوله باری از افکار بوداده و با مغزی شست و شو شده به کشور بازگشتند و جهت تصاحب اریکه ی قدرت به خال بازی و فریب افکار مردم روی آوردند. غربی ها با تربیت این خرمهره ها برای نفوذ در جوامع اسلامی توانستند منابع عظیم شان را به غارت ببرند. این طیف فکری که نام زیبای روشنفکر را برخود نهادند باید اعتراف کرد که روشن دلانی بودند که وظیفه داشتند جامعه ایرانی را عقب نگه داشته و با پرپری نشان دادن اوضاع، افکار را به عالم هپروت برده و با جایگزین کردنِ توهمات خویش به جای واقعیات جامعه، برای هم پیاله های غربی شان خوش رقصی کنند. بعد از ۳۶ سال از انقلاب اسلامی هنوز هم شاهد حضور و بروز این خرمهره های غرب زده که خود را دلسوز و ناجی مشکلات می دانند که هم در بُعد فکر و هم در بُعد عمل کار می کنند و گاهاً بر صندلی های قدرت درکشور تکیه می زنند، هستیم. ناگفته نماند که این دسته را سراسر نباید مواجب بگیر دانست بلکه برخی نیز غیرمواجب بگیرِ بی مزد و بی منت اند که مهم ترین دلیل این حماقت، خوراک فکری مسموم آنها بوده که باعث شده است به سمت صاحبان خود روند! بدون هیچ نیتی! چرا که خوراک فکری و تربیتی، اشخاص را به سمت سعادت یا شقاوت می برد و تمامی خوبی ها و بدی ها و اخلاص ها و اختلاس ها، و تمامی فسادهای اقتصادی و غیر اقتصادی سر در آخورِ فسادِ فکری دارند.
  3. شاید بتوان گفت که شاه کلید و مهم ترین راهبرد این طیف فکری را در یک جمله خلاصه کرد و آن هم این است “ما نمی توانیم!”. مأموریت ویژه ی ارتش سریِ روشنفکری درطولِ این چند دهه، لگدمال کردنِ روح خودباوری در جامعه و القایِ نامیدی در فضای جامعه ایرانی است که با ابزارهای مختلف از فیلم و سریال گرفته تا کتاب و مقاله و غیره، سعی بر لجن پراکنی دارند. جریانی که همیشه از پیشرفت علم و پیشرفت بشر سخن می راند اما ذره ای اعتماد به نفس ملی را بر نمی تابد و هیچ اعتقادی به مردم، جوانان، ظرفیت ها و پتانسیل داخلی ندارد. در تأیید این مطلب، رهبر حکیم انقلاب می فرماید:”مهم ترین و اساسی ترین تهاجم فرهنگی آن است که در طول چند دهه به مغز ایرانی جماعت تزریق کرده اند که تو نمی توانی!”
  4. در جریان مشکلات اقتصادی چندین ساله ای که برای کشورمان پیش آمده است و در رویارویی جنگ عظیم اقتصادی غرب با جمهوری اسلامی که البته در جنگ های سخت و فتنه ها و فرهنگی ناکام مانده است، تأثیرگذاری این طیف بیش از پیش نمایان شده است. غرب برای مقابله با نظام سیاسی اسلامی و نابودی آن دست به جنگ اقتصادی زده است و این طیف نیز مأموریت های قابل ملاحظه ای را در داخل کشور به دست گرفته است که به نوعی افکار عمومی مردم را نشانه رفته اند! القای تفکر “ما نمی توانیم” به دست روشنفکرنماهای به ظاهر دلسوز باعث فریب افکار عمومی می شود تا ملت همیشه در صحنه را به ملتی بی تفاوت و ملتی عقب نگه داشته شده، و ملتی ضعیف نگه داشته شده، تبدیل شود. با مرور جملات برخی از طیف روشنفکرنمای “آی بی کلاه، آی با کلاه”(۲) نظیرِ “ما ضعیفیم”، “آمریکا با یک دکمه کل قدرت نظامی ما را از کار می اندازد”، “تحریم باید از بین برداشته شود تا مشکل آب خوردنِ مردم حل شود”، “تحریم پدر مردم را در آورده است”، “انرژی هسته ای به درد نمی خورد” و غیره در می یابیم که سعی دارند با سوءاستفاده از برخی واقعیات منفی، واقعیات مثبت و حقیقی را منزوی کرده و همان اهداف غرب را در جامعه پیش ببرند. نقش این طیف فکری که در اقشارِ مختلف اعم از هنرمند، کارگردان، وزیر، نماینده، دبیر، استاد، معلم، روزنامه نگار و غیره رخنه کرده اند، نقش پیاده نظام و پیش قراولان تمدن غرب است. اینان برای اینکه اعتماد مردم را به خود جلب کنند ناچاراً شعارهایی را بر می گزینند که نیازهای مردم را در بر بگیرد. روزی با تابلوی شعارهای آزادی و حقوق شهروندی و حقوق بشر ظاهر می شوند، روزی ادای انسان های محترم و جنتلمن را درآورده و از دموکراسی و رأی مردم سخن می رانند و روزی نیز با شعارهای حل معیشت مردم قلم می زنند و روز دیگری با شعارهای مقابله با فساد آن هم فسادِ اقتصادی به دنبال فریب افکار عموم اند! این دسته با جامغولک بازی(۳) و خال بازی و پیزر در جوالِ مردم گذاشتن(۴)، هر روز به رنگی در می آیند که باید به فرموده ی قرآن گفت : “لا إلی هولاء و لا إلی هولاء” . جماعتی بی رنگ و مدعی! و باید به این جماعت مدعی گفت: این مدعیان در طلبش بی خبرانند!
  5. وقتی آن پیر در عالم هپروت سیر کرده، در می آید و می گوید:”بازگشایی سفارت آمریکا ناممکن نیست” و در ادامه بگوید:”ما با این مذاکرات، تابوی مذاکره با آمریکا را شکستیم” و وقتی آن انسان به ظاهر ریشو که با خونسردی دروغ می گوید صریحاً می گوید:«ما برای رفع تحریم ها مذاکره نکرده ایم» و وقتی امروز از زبان رئیس جمهور می شنویم که :” سفارت‌های ایران و آمریکا روزی بازگشایی خواهند شد”، همه در می یابیم که شعارِ معیشت مردم و مشکلات مردم و مشکلات ناشی از تحریم و ادای منجی بازی، تابلو و کلاهی نمدین گشادی بود که می خواهد بر سر مردم بنهد و پیزری در جوال ملت بگذارد! هدف چیز دیگری بود! هدف بازگشایی لانه جاسوسی بود تا “قشر مستعدِ مزدوری” در جامعه نیز دوباره سربرآورد. نه برادر؛ اینجا ایران است و ملت بیدار و جوانان در میدان. ما خودمان را آماده ی مبارزه با استکبار کردده ایم و دفاع همچنان باقی است! چرا که علمدار بنی انقلاب فرمود:”خودتان را برای ادامه مبارزه با استکبار آماده کنید”. هدف بازگشایی سفارت آمریکاست؛ رفع تحریم کجا بود؟! جمهوری اسلامی هضم شدنی در هژمونی شیطان بزرگ نیست چه توافق تصویب بشود چه تصویب نشود.

۱، ۳ و ۴: فریب دادن افکار دیگران

۲: آی با کلاه یعنی آمریکا و آی بی کلاه یعنی انگلیس

این خبر را به اشتراک بگذارید :