“وزارت امور مذاکره با آمریکا”/پیشنهادی برای تغییر نام وزارت امور خارجه/

داود مدرسی یان/

  1. امروزه از روش های دیپلماسی به عنوان مهم ترین راه های تأمین منافع دولت ها با ابزارها و مِتُد مختلفه استفاده می شود. برخلاف آنان که دیپلماسی را فقط در جلسه و صحبت کردن و “قاه قاه زدن” می دانند، تعریف دیپلماسی حوزه ی معنایی وسیعی دارد. تعریف ابتدایی دیپلماسی یعنی هنرِ تأمین منافع کشورِ خویش از طریقِ دانشِ برقراری ارتباط با سیاستمداران، سران، نخبگان و مردم دیگر کشورهای جهان. اولاً دیپلماسی صرفاً برقراری ارتباط و برگزاری گعده و جلسه با “سران” دیگر کشورها نیست بلکه برقراری ارتباط با “سران”، با “نخبگان” و “مؤثرین” و همچنین ارتباط با “افکار عمومیِ” کشور یا کشورهای مقصود، جهت بدست آوردنِ یکسری اهداف. ثانیاً هدف از دیپلماسی می تواند یکی از این گزینه ها باشد: مبادله اقتصادی، تبادل فرهنگی، براندازی، تغییر ساختار، تغییر رفتار، مهار یک کشور، تحمیل نظر و اراده خویش و غیره. ثالثاً روش های دیپلماسی عبارتست از: روش های مختلف سیاسی، فرهنگی، نظامی و اجتماعی. رابعاً “ابزار” دیپلماسی نیز عبارتست از: سازمان های رسمی بین المللی و معاهدات بین المللی، سازمان ها و ساختارهای قاره ای و منطقه ای، رسانه های تصویری، صوتی، ورزش و برگزاری مسابقات منطقه ای و فرامنطقه ای، فیلم ها و سریال های استراتژیک، نخبگان سیاسی و علمی، هنرمندان، فعالان حقوق بشر و محیط زیست و فعالان عرصه ی فرهنگی و غیره.
  2. دیپلماسی صرفاً “برقراری ارتباط” نیست! بلکه ارتباط و تلاشی است برای تأمین منافع. در واقع دیپلماسی نوعی مبارزه است و کشورها سعی می کنند که در این مبارزه پیروز مطلق و یا پیروزیِ نسبی را بدست آورند. اگر دو طرف ماجرا، دو کشور دوست با مبانی ساختاری مشترک و اهداف و آرمان های مشترک باشند دیپلماسی به معنای مبارزه بین این دو برقرار نیست ولی از آنجایی که اکثریت مطلق دولت ها غالباً دارای مبانی مشترک و اهداف مشترک نیستند دیپلماسی و برقراری ارتباط، دو شکل دارد: شکل اول، نگاه بر مبنای منافع مشترک. در این نوع دیپلماسی کشورها سعی دارند جهت تحقق منافع مشترک با هم ارتباط و همکاری داشته باشند؛ غالباً این نوع ارتباط بیشتر در حوزه های اقتصادی و تجاری و از این دست نیازهاست. به همین دلیل بده بستان و یا همان بازی بُرد – بُرد به این نوع ارتباط گفته می شود؛ البته شرط اساسی برد – برد در این رابطه این است که امتیازهای داده شده با امتیازهای گرفته شده، تعادل و توازن و تناسب داشته باشند. در این نوع رابطه کشور الف نیاز کشور ب را رفع می کند و متقابلاً کشور ب نیز نیاز دیگری برای الف تأمین می کند. شکل دوم دیپلماسی بر مبنای منافع مشترک نیست بلکه جهت تحمیل اراده و تغییر و مهار یک کشور صورت می گیرد.
  3. خب، حال با خواندن این مقدمه مبانی، چارچوب، روش ها و نهایت عملکرد دستگاه دیپلماسی کشورمان را در دوسال اخیر بررسی کنیم. آیا وزارت امور خارجه ما سعی دارد که از انواع روش ها، با اکثریت مطلق کشورها و با ابزار گوناگون ارتباط برقرار کند و با اکثر این کشورها رابطه بر سر منافع مشترک ایجاد کند؟ آیا وزارت امور خارجه، دیپلماسی را نوعی مبارزه می داند؟ آیا اعتقاد دارد که وزارت امور خارجه باید اهداف و آرمان های بلند و ناب نظام اسلامی را تحقق بخشد؟ آیا دستگاه دیپلماسی ما در حال پیگیری ایدئولوژی نظام اسلامی از طریق روش های دیپلماسی است؟ چند سؤال بسیار مهم و اساسی. آیا بین زبان ایدئولوژیک و زبان دیپلماتیک تفاوتی وجود دارد؟ آیا بین زبان صریح انقلابی با زبان یک دیپلمات تفاوتی وجود دارد؟ ما اعتقاد داریم که بله، زبان ایدئولوژیک و انقلابی با زبان دیپلماتیک تفاوت دارد. خب، آیا غرب و دولت های غربی خاصاً آمریکا و رژیم صهیونیستی قائل به این تفاوت ها هستند؟ آیا به همین مسائل و مباحث رایج سطح دنیا پایبند هستند؟ به جد می گویم که غربی ها خاصاً آمریکا و رژیم صهیونیستی ایدئولوژیک ترین دیپلماسی را دارند. بارها و بارها شاهد بوده ایم که رئیس جمهور و وزیر امور خارجه آمریکا تندترین، صریح ترین و ایدئولوژیک ترین مواضع را گرفته اند و تا حالا هیچوقت علیه آرمان ها و عقایدشان کوچک ترین مسئله را عنوان نکرده اند. البته ما اصلاً انتظار نداریم که وزیر امور خارجه ی کشور، همان ادبیات ائمه جمعه و یا نخبگان دیگری را به کار ببرد زیر جایگاهها و رسالات متفاوت است اما سؤال اساسی این است: آیا زبان دیپلماسی (در کل جهان) جهت تحقق اهداف ایدئولوژیک هست یا نیست؟ آیا یک دیپلمات باید اهداف ایدئولوژیک نظام را با زبان دیپلماسی دنبال کند و یا حق دارد اهداف دیگری را دنبال کند؟! ما انتظار “نداریم” که وزیر امور خارجه همانطور سخن بگوید که یک چریک سخن می گوید اما انتظار بحق داریم که وزیر امور خارجه همان هدف و ایدئولوژی انقلابی یک چریک انقلابی را دنبال کند البته با زبان دیپلماسی. انصافاً هم کار بسیار سختی است لکن ما داریم می بینیم که دشمنان ما خاصاً دیپلمات های آمریکایی به دنبال تحقق آرمان خویش یعنی سلطه بر کل جهان اند! آیا غیر از این است؟!
  4. حال عملکرد دستگاه دیپلماسی را در دو سال اخیر بررسی کنیم. هرچند پرونده جداگانه ای می خواهد که إن شاءالله آن را در آینده نزدیک بررسی خواهیم کرد لکن چند سؤال اساسی و مطالبه جدی از دستگاه دیپلماسی دولت اعتدال باید پرسید و جواب خواست. آیا واقعاً دستگاه دیپلماسی ما در این دو سال به دنبال ارتباط با دنیا و کشورهای سراسر جهان بوده است؟ به دنبال ارتباط با جهان بصورت مستقیم و بدون واسطه بوده یا با واسطه؟ دستگاه دیپلماسی در قبال حوادث منطقه و کشورهای منطقه نظیر سوریه، عراق، لبنان، غزه، فلسطین، افغانستان، پاکستان، ترکیه، یمن، عربستان، قطر، امارات، مصر و … چه عملکردی داشته است؟ آیا وزیر امور خارجه ما صرفاً و صریحاً برای قضایای سوریه در این دوسال سفری به کشورهای مؤثر منطقه داشته است؟!(ولو یک سفر!) آیا برای حوادث عراق و حضور داعش و برخورد با داعش، دستگاه دیپلماسی ما حرکت درخوری داشته است؟! آیا برای حوادث مصر اقدامی مؤثر شاهد بوده ایم؟ آیا برای قضایای غزه در سال گذشته که دولت های غیر اسلامی نظیر ونزوئلا و … هم موضع گیری کردند وزیر امور خارجه ما حاضر شدند سفر یا تماس یا یک حرکت دیپلماتیکی جهت مقابله با صهیونیسم ها انجام دهند؟! دستگاه دیپلماسیِ دولتِ اعتدال در قبال حمله ی عربستان سعودی به کشور یمن چه اقدام و یا حرکت در خوری انجام داده است؟! آیا جای تأثر و تأسف فراوان ندارد که وقتی تمامی این حوادث در ۳۶۰ درجه ای اطراف کشور عزیزمان ایران رخ داده است و دستگاه دیپلماسی دولت های غربی به دنبال تحققِ ایدئولوژی خودشان از طُرق دیپلماسی فعال بود، وزیر خارجه ی ما در ساختمان های مجلل و با شکوهِ وین، لوزان و … بود! همان جان کری جانی در کنار مذاکرات ۵+۱ پرونده های بسیار زیادی را نیز پیگیری کرده است. اما وزیر محترم ما تمام سرمایه یک وزارت را روی یک پرونده گذاشته! حوادث منطقه را باید با ادبیات رئیس جمهور محترم مان بگوییم به جهنم! حال، آیا برای برقراری ارتباطات تجاری و اقتصادی و افزایش این ارتباطات و افزایش تجارت ها در منطقه، وزیر امور خارجه ی کشورمان برای یکبار هم که شده به کشورهای منطقه با همین محور سفر کرده اند؟! آیا وزرای خارجه ی همین کشورها را دعوت کرده اند؟! آیا وقت آن نشده است که وزیر خارجه ی عزیزمان جناب آقای ظریف؛ کمی به خود بیایند و از خودشان بپرسند آیا همه ی مسائل امور خارجه ی ما “مذاکره با ۵+۱ و بهتر بگویم با آمریکاست؟!” اگر بپذیریم پرونده ی هسته ای مهم ترین پرونده ی وزارت امور خارجه است آیا پرونده های مهم دیگری هم داریم!!! آیا جناب وزیر به پرونده های مهم دیگری هم رسیدگی نموده اند؟! با کشورهای آمریکای لاتین، اروپای شرقی، آفریقای و آسیاییی چطور؟! آیا وزیر محترم تا حال سفری برای روابطی بهتر و تجارتی بهتر به این کشورها سفری داشته اند؟! آیا می توانیم از جناب ظریف بپرسیم که جهان چند کشور دارد؟! و ایشان تا حال سعی کردند با چند کشور ارتباط برقرار کنند؟! با کمال تأسف باید بگوییم اساساً جهان در نظر جناب وزیر و اکثریت کابینه ی دولت اعتدال فقط آمریکاست و دوسه کشور اروپایی! و با قاطعیت می گویم جناب آقای وزیر تا حال سعی نکرده اند که با کشورهای دیگری به اندازه تعداد انگشتان دست هم ارتباط برقرار کنند. کأنّه سردر وزارت امور خارجه ما نوشته است:”وزارت امور مذاکره با آمریکا!” نه هم ۵+۱٫ آقای وزیر؛ شما مسئول وزارتِ امورخارجه جمهوری اسلامی ایران هستید و باید پیگیر سیاستِ کلان استکبارستیزی باشید. شما وظیفه دارید جهت نابودی استکبار با تمامی دولت های جهان و افکار عمومی جهان ارتباط برقرار کنید. حتی اگر برخی دول جهانی با شما همراهی نکنند اما والله قسم اکثریت قاطع ملت های جهان با شما بعنوان وزیر جمهوری اسلامی همراهی خواهند کرد. شما باید فکری به حال افکار عمومی جهان کنید. شما متأسفانه نادانسته یا دانسته جمهوری اسلامی را خلاصه کرده اید در پرونده ی هسته ای و مذاکره با ۵+۱! جناب آقای وزیر؛ اگر افکار عمومی پذیرای تفکرات نظام اسلامی نبود امروز ۵+۱ برای شما یک تره هم خُرد نمی کردند! شک نکنید. اینکه ۶ ابرقدرت جهانی حاضر شده اند پای میز مذاکره با جمهوری اسلامی بنشینند دلیل اصلی نفوذ جمهوری اسلامی در افکار عمومی دولت ها و ملته های جهان است. شما چرا از این نفوذ جهت مبارزه با استکبار آن هم با روش های دیپلماسی بهره نمی برید؟ مگر امروز جان کری و بقیه با روش های دیپلماسی علیه جمهوری اسلامی مبارزه نمی کنند؟ مگر در کنار مذاکره از راه های دیگری نظیر تلاش برای افت قیمت نفت، تلاش برای تحریم های بیشتر به بهانه ی حقوق بشر و به بهانه ی حمایت از لبنان و فلسطین ، برای مبارزه با جمهوری اسلامی استفاده نمی کنند؟ پس این چه دیپلماسی ست که بدنبال تحقق اهداف و آرمان ها و منافع کشور اسلامی نیست؟ برای مردم شریف ایران روشن است و واقعیت هم هست که کسی از جناب ظریف انتظار ندارد آنگونه که سردار سلیمانی عمل می کند او هم عمل کند، واقعاً کسی انتظار ندارد جناب ظریف همانند آیت ا… جنتی یا سیداحمد خاتمی و یا امام جمعه اهواز و یا امام جمعه مشهد موضع بگیرد! واقعاً کسی انتظار ندارد که جناب ظریف همانند کریمی قدوسی و حمید رسایی حرف بزند! اما از ایشان انتظار داریم که در کنار مذاکره با ۵+۱ یک سفر به ترکیه یا افغانستان یا پاکستان یا عراق یا ونزوئلا یا افریقای جنوبی یا سودان شمالی یا کره یا ژاپن و یا… جهت ارتباط بیشتر و تجارت بیشتر با آنها، داشته باشد و مذاکره کند. جمهوری اسلامی هم اکنون ریاست سازمان غیرمتعهدها را بر عهده دارد این سازمان بیش از ۱۴۰ عضو دارد. آیا جا ندارد که جناب وزیر برای ارتباط با نیمی از این سازمان قدمی بردارد؟! یا حداقل با ۲۰ – ۳۰ کشورِ عضو غیرمتعهد ارتباط فعال و مثمر ثمر برقرار کند!
  5. متأسفانه و سوگمندانه باید گفت که دستگاه دیپلماسی دولت اعتدال دربیش از ۹۰ درصد حوادث منطقه و جهان بصورت انفعالی عمل کرده و هیچوقت به فکر ایجاد یک تحول دیپلماسی و ابتکار و تحرک نبوده و نیست! تنها دغدغه، سرمایه، واقعیت و آرمان این وزارت خانه شده است:”مذاکره با شیطان بزرگ!” برخی از تحلیلگران سیاسی هم که درصدد توجیه این عملکرد برآمده اند می گویند:”ما می خواهیم با جهان ارتباط برقرار کنیم و آمریکا کانال ارتباط با جهان است!” تحلیی آبکی که تأسف هر انسان فهمیده و منصفی را بر می انگیزد! آیا آمریکا خودش با خودش ارتباط ندارد! پس چرا بزرگترین بدهکار بانکی است و بارها تا مرز فروپاشی پیش رفته است! مگر مصر نوکر آمریکا نبود؟ الآن مصر کجاست؟ مگر یونان و ایتالیا و اسپانیا با آمریکا ارتباط ندارند؟! پس چرا ورشکست اقتصادی و سیاسی شده اند؟! و ….
  6. هنر دیپلماسی فقط مذاکره با ۵+۱ نیست! از ظرفیت سازمان ملل، سازمان غیرمتعهدها، سازمان همکاری اسلامی، از رسانه های تصویری و صوتی و از ظرفیت های مردمی استفاده کنید. به جرأت می توان گفت امروز آمریکا در نزد تمامی ملل مسلمان و غیرمسلمان منفور است. چرا از این ظرفیت با عنوان دیپلماسی عمومی استفاده نمی کنید؟! می توان از تمامی ابعاد، روش ها و ابزار دیپلماسی استفاده کرد اما صدحیف که دستگاه دیپلماسی بیمار ما فقط در صدد مذاکره با آمریکاست…
  7. در پایان باید گفت اساساً سپردن پرونده مذاکرات به وزارت امور خارجه یک اشتباه استراتژیک بود. شأن وزارت امور خارجه أجلّ از آن است که درگیر یک پرونده و یک پروژه ی طراحی شده توسط دشمن باشد. وزیر امور خارجه ما باید ارزش پرونده ی هسته ای را یک هزارم پرونده های مهمش بداند! در پایان سه پیشنهاد برای حل معضل بزرگِ انفعالِ دستگاه دیپلماسی کشور ارائه می شود:الف) پرونده هسته ای را از وزارت به شورای امنیت ویا مرکز دیگری منتقل کنند. ب) ظریف استیضاح شود و وزیر خارجه ی دیگری معرفی بشود که پرونده های ارتباط با ملل مختلف را نیز در کنار پرونده هسته ای پیش ببرد. ج) ظریف عزل شود، وزیر جدیدی معرفی شود اما پرونده ی هسته ای را بدهند به شخص ظریف برود و جدای از وزارت خارجه آن را ادامه دهند(نفت متعفن است بدید برود)…

آقای ظریف؛ برادر؛ باش تا صبح دولتت بدمد…

والسلام علی من التبع الهدی/

داود مدرسی یان

این خبر را به اشتراک بگذارید :