اندر احوالات نامزدهای رأی نیار:

شکستن آرا با «ماندن» و دلال بازی با «کنار کشیدن»، دو روی یک سکه است!/تحلیل آرای “ماندن ها” و “کنار رفتن های” بی موقع/یک آدم ۲۰۰ رأیی با کنار کشیدن در دوره قبل، رئیس یک اداره شد

333866_436

صحنه ی انتخابات و چیدمان و آرایش  کاندیداها در انتخابات های مختلف و نیز کثرت تعداد انتخابات ها در چهار دهه ی انقلاب ، به گونه ای بوده است که تحلیل دلیل ماندن و یا انصراف افراد از ادامه کار را برای اهل سیاست راحت تر نموده است. بنا ندارم در رابطه با موضوع ”دلیل ماندن ها” که بحث مفصلی است در این مطلب سخنی بگویم، ولی نمایش احتمال کنار کشیدن افراد دو پرده قابل بیان می تواند داشته باشد.کسانی که سرشان به تنشان می ارزد ولی رای بیار نیستند و معنولا تا آخر میمانند.و عده ای که اگر در صحنه بمانند باید با  آراء باطله برای قرار نگرفتن در ته جدول رقابت کنند.

پرده ی اول:

در این نمایش ، افرادی که اتفاقا آراءشان کم نیست و به ظاهر موجه اند. عددشان قابل توجه بوده و کنار کشیدنشان به نفع یک جریان می باشد و از قضا ماندنشان در صحنه باعث میشود فردی انتخاب شود که با عقایدشان اختلاف بسیار زیادی دارد. این افراد خواسته یا ناخواسته، عمدا یا سهوا، باعث میشوند رای بخشی از مردم هدر داده شود و عملا تاثیری در انتخاب کاندیدای فرستاده شده به مجلس نداشته باشند.

خدمت هیچ یک از کاندیداهای حاضر در این دوره جسارت نمیکنم و هیچ گونه پیش داوری و پیش بینی درباره عدد مردمی پشتیبان افراد کاندیدا نمیکنم ولی بطور قطع این را میدانم که افراد حاضر اگر عاقل باشند و محاسبه گر، وضعیت عدد خود را بهتر میدانند.

در انتخابات دوره قبل که شکستی برای جریان اصولگرایی شهر رقم خورد و کاندیداهای منتسب به اصولگرایی حدود دوبرابر کاندیدای فرستاده شده به مجلس رای آوردند ولی تعدد سبدهای منتسب به حزب الله یک شکست برای آنها رقم زد.شکستی که اتفاقا در سطحی بالاتر،در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز تکرار شد.روی صحبتم بیشتر در گذشته و تحلیل گذشته است.

درست چهار سال قبل افرادی که خود را وابسته به جریان اصولگرایی و بطور خاص کاندیدای جبهه پایداری!!! معرفی کردند و همان زمان جبهه اصولگرایی و جبهه پایداری تکذیب کردند و اتفاقا برخی حزب اللهی های شهر با آنها همراه شدند، آن حضور و آن همراهی باعث هدررفتن رای حزب اللهی های شهر شد. همراهی که اگر ۴۰درصد آن با نفر دوم انتخابات توام میشد هزینه این چهار سال برایمان حداقل در بعد سیاسی کمتر بود. درست همان سال به علت اختلاف نیروهای خودی، نامزد رقیب با اختلاف ۴۰۰۰ رأی از نامزد جبهه اصولگرایی جلو افتاد!

 از طرفی دیگر شاهدیم اشخاصی بعضا موجه احساس تکلیف میکنند و می آیند و حضور پیدا میکنند و رای حزب اللهی هارا هم تقسیم میکنند و ولی در پایان وقتی این تعدد حضور به شکست جریان اصولگرایی (هرچند با اختلاف میزان اصولگرایی در این افراد) بیانجامد قطعا این تکلیفی که منتج به چنین نتیجه ای شده است از روی احساس است نه تعقل.

تکلیفی که باعث رفتن شخصی با سلیقه سیاسی کاملا مخالف این افراد به مجلس شود قطعا پای خلوص وتقوایش در جایی می لنگد. بنده در جایگاهی نیستم که پیشنهاد کنم کسی که رایش کم است از انتخابات کنار رود و قطعا تقوا ملاک اصلی است ولی از طرفی دیگر دلم بحال جریانی میسوزد که پاسوز این احساس تکلیف هاست و نیز بحال کرسی یی که با این احساس تکلیف ها دو دستی تقدیم برخی می شده است.احساس تکلیفی که بیشتر از کاندیدای این طیف است.و بیچاره امت حزب الله که شقه شقه میشوند رایشان در چند سبد ریخته میشود.

واما پرده دوم:

کنار کشیدن افرادی که رایی قابل توجه نداشته و با حضورشان به نوعی سهم خواهی میکنند. شاید کسی بگوید کنار کشیدن ممکن است بر اثر دیدن افرادی صالح تر باشد.

بله! و بنده منکر چنین کنار کشیدنی نمیباشم ولی متاسفانه چنین امری در این سال ها بعید بوده  و کمتر رخ داده است و ما بیشتر شاهد کنار کشیدن به سود افراد باقدرت بیشتر و با ثروت بالاتر بوده ایم تا به نفع افراد متقی تر .

در یکی از دوره های قبل شاهد بودیم شخصی که رای قابل توجهی هم  نداشت بنفع شخصی دیگر کنار کشیده و پیامک فرستاده و عکس دونفره گرفته که ایشان از من صالح تر ! است و اتفاقا بعد از انتخابات مزد کنار رفتنش را نیز گرفت و ریاست یکی از ادارات را بدست آورد. شخصی که با جامعه شناختی وی به جرات می توان گفت پانصد رای هم نداشت. همین قضیه دلیل حضور برخی افراد حاضر است. افرادی که به طمع جایگاهی، بعضا توسط برخی کاندیدای تاثیرگذار تر وارد صحنه شده و به دستور و یا پیشنهاد آنها کنار میروند.

این افراد معدودند و بنده برای اکثریت حاضرین احترام قائلم . لکن این موضوع را مطمئنم که کنار کشیدن برخی افراد که بسیار محتمل است دیگر موجی براه نخواهد انداخت….

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :