در رثای شهدای غواص منتشر شد

نماهنگ «آغوش امن» با صدای رضا صادقی

همزمان با فرارسیدن هفته دفاع مقدس، نماهنگ «آغوش امن» با صدای «رضا صادقی» و به کارگردانی علی طادی و محمدمهدی فکریان،در رثای شهدای غواص منتشر شد.

 

 

photo_2015-09-23_14-35-19

راه‌نوا- همزمان با فرارسیدن هفته دفاع مقدس، نماهنگ «آغوش امن» با صدای «رضا صادقی» در رثای شهدای غواص منتشر شد.

 

این نماهنگ که تازه‌ترین اثر سفیرفیلم با همکاری خانه موسیقی و سرود بسیج است، به کارگردانی علی طادی و محمدمهدی فکریان، تولید شده است.

 

«یاحا کاشانی» شاعر و ترانه‌سرا در بهبوهه اخبار کشف اجساد شهدای غواص، با سرودن ترانه‌ای برای این شهیدان، زمینه خلق اثر «آغوش امن» را با صدای رضا صادقی فراهم کرد. خود او در این باره می‌گوید: «این شعر یک هفته پس از منتشرشدن خبر تکان دهنده کشف پیکر شهدای غواص در ذهن من شکل گرفت. یک شب تا صبح به خواب نرفتم و این ترانه صبح همان روز سروده شد.»

 

این قطعه برای نخستین بار توسط سیدعلی ضیاء، مجری برنامه «امشب» شبکه یک سیما دکلمه شد. پس از آن رضا صادقی از اجرای این اثر استقبال کرد. رضا صادقی روی این کار حساسیت زیادی نشان داد و حتی به دلیل بغض و گریه‌های پیاپی میان اجرا، چندین بار به استودیو رفت و آن را تنظیم و بازخوانی کرد، تا نهایتا اثری شایسته خلق شد.

تنظیم و ملودی این اثر به ترتیب از آقایان شجاعت رفیعی و فرشید ادهمی است.

در ادامه می‌توانید نماهنگ «آغوش امن» را در «راه‌نوا» مشاهده و در صورت تمایل آن را دانلود نمایید.

 

Audio Player

۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰
۰۰:۰۰

دانلود

متن شعر:

بهم گفتن گلتُ آب برده، دیگه تنها شدی برا همیشه

کسى که دلشُ زده به دریا، به این راحتی ها پیدا نمیشه

بهم گفتن گلتُ آب برده، کسی از جاىِ اون خبر نداره

دیگه باید بشینى تا یه روزى، که دریا پرپرش رو پس بیاره

حالا میگن تورو با دسته بسته، تورو زنده زنده خاک کردن

نمیدونى که مادر چى کشیدم، منو با این خبر هلاک کردن

پُره حرفم پُره دردم عزیزم، ولى آغوش من امنِ هنوزم

بذار دستاتُ وا کنم عزیزم، تو آغوشِ تو راحت تر بسوزم

اگه دست تو رو نبسته بودن، می تونستی با یه لشگر بجنگی

تو بچه شیر این خاکی نترسی، تو می تونی که بی سنگر بجنگی

بگو تا داغِ تازم تازه تر شه، بهت لحظه آخر آب دادن؟

آخه مادر براىِ تو بمیره، که اینجورى تو رو عذاب دادن

برا عکسات رو پام لالایى خوندم، شباى بى کسى و بى قرارى

کى جرأت کرده دستاتُ ببنده؟ بمیرم تو مگه مادر ندارى؟

بهم برخورده مادر، بغض دارم، قسم خوردم دیگه دریا نمیرم

قسم خوردم گلم مثلِ خودِ تو، منم با دستاىِ بسته بمیرم

پُره حرفم پُره دردم عزیزم، ولى آغوش من امنِ هنوزم

بذار دستاتُ وا کنم عزیزم، تو آغوشِ تو راحت تر بسوزم

منبع: اختصاصی «راه‌نوا»

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :