خطاب به آقای احمدی نژاد:

خروجی عملکرد دوسال آخر شما و استفاده از عناصر مشکل دار و حاشیه ساز باعث رأی آوری جریان لیبرال شد/به علت اینکه زبان فتنه گران و وطن فروشان را بر سر جریان انقلاب دراز کرده اید، شما را نمی بخشیم/اینکه مقصر و مسبب همه مشکلات سه سال اخیر شما هستید را قبول داریم به علت آنکه اگر شما به نصیحت حزب الله عمل می کردید دولت به آقای روحانی نمی رسید!/شرط حضور مجدد، حذف جریان انحرافی و برائت از آنان است!

احمدی نژاد

  1. جنجال رسانه ای اخیرِ رسانه های زنجیره ای بر سر حضور مجدد محمود احمدی نژاد در انتخابات ۹۶ و حمایت بی چون و چرای برخی از عناصر وابسته به رئیس جمهور سابق، نشان داده است که هم دشمنان احمدی نژاد در دشمنی خویش کور و متعصب اند و هم برخی از حامیان و شخصیت های انحرافی نظیر علی اکبر جوانفکر که متعصبانه از وی دفاع می کنند نشان می دهد که احمدی نژاد نه آن چنان تلخ است که دشمنانش می گویند و نه آنچنان شیرین که حامیانش خوانند! محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق ایران در سال ۸۴ توانست با حمایت جریان اصیل انقلاب و توده های عظیم مردمی با رأی معناداری، رقیب قَدَر و بانفوذ خود یعنی جناب آقای هاشمی رفسنجانی را شکست دهد.
  2. احمدی نژاد در ۴ سال اول گفتمان ناب انقلابی و جهادی را حاکم کرده بود و پیشرفت کشور در زمینه علمی، سیاسی، اقتصادی و عمران و آبادی و پروژه های عظیم ملی ملموس و محسوس بود. در طرف مقابل اما هاشمی رفسنجانی به همراه جریان مدعی اصلاحات و برخی اصولگرانمای اقتدار طلب سنگ بنای مخالفت با رئیس جمهور وقت را از همان آغاز بنا نهادند! چوب گذاشتن لای چرخ دولتِ وقت، توسط این جبهه ی مخالف اما نتوانست حرکت مقتدرانه دولت جمهوری اسلامی را در زمینه خیلی از مسائل را کند و یا متوقف کند. روحیه پرکاری، دوندگی، عدالت محوری، ساده زیستی؛ استکبار ستیزی، مردمی بودن و ویژگی های دیگری باعث شده بود موافقین و مخالفین از وی به عنوان یک پدیده نام ببرند. همزمان جبهه دشمنان خارجی در رأس آنها آمریکا، به علت روحیه تهاجمی و انقلابی رئیس جمهور و دولت وی، در برابر ایران عقب نشینی کرده و باراک اوباما در سال ۸۸ درست یک ماه قبل از انتخابات در نامه ای خطاب به رهبر حکیم انقلاب از پذیرفتن حق و حقوق هسته ای ایران خبر داد.
  3. در انتخابات دوره دوم یعنی در سال ۸۸، که محبوبیت رئیس جمهور توانسته بود وی را صاحب ۲۴ میلیون رأی کند مخالفین خارجی و داخلی توانستند با هماهنگی دست به انقلاب مخملی بزنند و ۱۸۰ راهکار جنگ بی خشونتِ جین شارپ صهیونیستی را در کشور کلید بزنند. با اعلام تقلب توسط میرحسین موسوی رقیب احمدی نژاد فتنه ای عجیب کشور را فرا گرفت و تا ۸ ماه کشور را به خسارت بزرگی مبتلا کرد. بدین ترتیب جبهه ای بسیار قوی اعم از آمریکا، انگلیس، رژیم صهیونیستی، آل سعود، سلطنت طلبان، منافین، رقاصه های فراری، توده ای ها، بهائیت، وهابیت و غیره در زیر یک پرچم جمع گشته و علیه جمهوری اسلامی ایران به تکاپو افتادند. برنامه های براندازی دشمن اگرچه به ثمر نرسید اما باز باعث شکاف عقیدتی و سیاسی در نظام جمهوری اسلامی گشت.
  4. تشکیل کابینه دولت دهم در سال ۸۸ و انتصاب افرادی مشکل دار و حذف برخی از وزرای انقلابی و متخصص از دولت و حضور برخی افراد حاشیه ساز در دولت باعث شد تا علاقمندان و دلسوزان آقای احمدی نژاد دچار سرخوردگی شوند و از دولت دهم پشتیبانی نکنند. انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به معاونت اولی باعث شد تا جنجالی در کشور به پا شود و اقشار انقلابی و علما و حزب الله همه به انتقاد علنی و صریح از رئیس جمهور روی بیاورند. این اقدام مشکوک باعث شد تا رهبر حکیم انقلاب طی نامه ای تاریخی و دوراندیشانه به رئیس جمهور از وی خواست تا این انتصاب لغو شود. رهبر انقلاب در این نامه نوشته است:«انتصاب آقای اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اولی موجبات سرخوردگی علاقمندان و دلسوزان شما را فراهم آورده و به صلاح شما و دولت نمی باشد!». احمدی نژاد در یک اقدام بی سابقه یک هفته مقاومت می کند تا بتواند در جلسه ای رهبری را قانع کرده و رحیم مشایی ماندگار شود! علنی شدن نامه همانا و اختلاف و انتقاد جامعه حزب الله از رئیس جمهور همانا!
  5. اقدام بعدی دولت انتصاب رحیم مشایی به عنوان رئیس دفتر و انتصاب محمدرضا رحیمی با سابقه فساد اقتصادی(البته بدون محکومیت تا آن زمان) و افرادی همانند بقایی و شریف زاده و ملکی باعث شد تا وزاری انقلابی و متخصص و کاردان کابینه کم کم مورد جفا واقع شده و حلقه ی انحرافی جولان دهد. اوج این اختلافات در ماجرای عزل وزیر اطلاعات نمایان شد تا رئیس جمهور به مدت ۱۱ روز در محل کار حاضر نشود. ۱۱ روز خانه نشینی باعث اختلافات عمیق در بین جریان اصولگرا و انقلابی شد و جنجال های غیر نیاز در تعاملات مجلس و دولت به وقوع پیوست.
  6. بعد از انتخابات ۸۸ نقشه دشمن بازطراحی شد و با مشورت با سران فتنه و نفوذی ها دشمنان به این نتیجه برسند که تحریم های فلج کننده را علیه ملت وضع نمایند. تحریم های بی سابقه به جهت براندازی نظام اسلامی و اختلاف در بین نظام و مردم و همچنین بی برنامه گی دولت، اختلافات بین مجلس و دولت، جنجال های طیف حاشیه ساز در کنار رئیس جمهور و هماهنگی ضدانقلاب داخلی و خارج نشین همه باعث شد تا در سال های ۹۰ تا ۹۲ وضعیت کشور دچار طوفان های شدید شود. همه ی این عوامل در کنار هم باعث شد تا دوسال آخرِ دولتِ آقای احمدی نژاد با بی اعتماد ملت و دولت سپری شود و دولت مورد استقبال بسیار سرد مردم قرار بگیرد. رئیس جمهوری که هر وقت به شهرهای بزرگ و کوچک سفر می کرد با استقبال شگفت انگیز مردم مواجه می شد و برای اولین بار در انقلاب اسلامی با شادی و نشاط و پرکاری شناخته می شد اما اقدامات عجیب و غریب و لجبازی ها بچه گانه و کبر و غرور و استفاده از عناصری که وجودشان فقط مایه دردسر و اختلاف است، دولت دهم را با پایان خوبی مواجه نساخت!
  7. دشمنی دشمن یک امر طبیعی است؛ تلاش فتنه گران و کارگزاران اقتصادی برای تحریم مردم به کمک دشمن نیز یک امر طبیعی است؛ اختلاف دولت و مجلس با حضور افرادی همانند لاریجانی و باهنر و توکلی و نادران و مطهری نیز که طبیعی است؛ اما از رئیس جمهور احمدی نژاد انتظار نمی رفت که پازل سه دسته مذکور را تکمیل کند! تمام تلاش جریان فتنه خاصاً هاشمی رفسنجانی عصبانی کردن احمدی نژاد و دست زدن به جنجال بود اگرچه هاشمی در سال ۸۴ و ۸۸ ازاحمدی نژاد شکست خورد و هنوز هم کینه این دو شکست را به دل دارد اما در دوسال آخر هاشمی موفق شد احمدی نژاد را فریب دهد. باید قبول کنیم که دکتر احمدی نژاد کاملاً در پازل دشمنان داخلی و خارجی بازی کرد.
  8. حال که رسانه ها خبر از آمدن آن مرد می دهند و جریان مدعی اصلاحات نیز به ولوله و زلزله افتاده است و دستگاه سراسر تخریب و هجمه را علیه آن مرد به کار انداخته است، اما جریان حزب الله و انقلابی کشور فارغ از جناح بندی ها در یک کارانجام شده قرار نمی گیرد! مکتبی که امام زمان دارد، مکتبی که امام خمینی تربیت می کند، مکتبی که سیدعلی خامنه ای تربیت کرده است، مکتبی که رجایی ها و بهشتی ها را به رخ جهانیان کشانده است آن مکتب اینقدر درمانده نیست که دوباره به احمدی نژاد برگردد! اگر احمدی نژاد همان احمدی نژاد ۸۴ تا ۸۸ بود قطعاً جریان انقلابی و حزب اللهی کشور همانند ۸۸ همه توان خود را به میدان می آورد اما باید قبول کرد که عملکرد جناب احمدی نژاد در دولت دوم و خاصا در دوسال آخر باعث شد تا مردمی که ۱۶ سال به هاشمی و جریان هاشمی نه می گفتند، دوباره به دامان همان هاشمی پناه ببرند! خروجی عملکرد دوسال آخر آقای احمدی نژاد پیروزی جناب آقای روحانی و طیف لیبرال بود.
  9. امروز ما هرچه درد می کشیم از بی توجهی به بیانات رهبری و همچنین از برجام که همان نقشه نفوذ دشمن است، بر می گردد به لجبازی جناب احمدی نژاد! اگر احمدی نژاد همان زمان به توصیه حکیمانه و دوراندیشانه رهبری درباره آقای مشایی و به توصیه های مشفقانه و دلسوزانه طیف حزب الله و انقلابی و علمای عزیز و بصیر عمل می کرد دچار آن بحران دوسال آخر نمی شد! اگر به لجبازی روی نمی آوردید کشور در دوسال ضربه نمی خورد! اگر آن خط انحرافی را حذف می کرد امروز ما اسیر جریان لیبرال نمی شدیم و صنعت هسته ای برباد نمی رفت و سیاست خارجه مان لگد مال نمی شد و ۶۰ درصد از واحدهای تولیدی کشور تعطیل نمی شد! حقیقتاً هر مشکلی در این دولت می بینیم را باید به گردن دولت قبل می گذاریم. همین خط تبلیغی جناب روحانی و دولت وی که علت هر مشکلی را دولت قبل می دانند و سه سال از حجم تخریب خود علیه احمدی نژاد نکاسته اند، خط تبلیغی صحیح و بجایی است! به نظر ما هم اگر لجبازی آقای احمدی نژاد نبود امروز ما اسیر همچنین رئیس جمهوری نبودیم که سه سال کشور را تعطیل کرده و به لبه پرتگاه برده است! سیاست خارجه را نابود کرده و اقتصاد را در سه سال اخیر به ورطه هلاکت کشانده است. همه تقصیر گردن آن مردی است که باعث شده این چنین دولتی در ایران بر سرکار آید.
  10. آقای احمدی نژاد بداند، مکتب اسلام و انقلاب آنقدر بدبخت و بیچاره نیست که دوباره به دامان شما پناه بیاورد! هرچند شما را هنوز هم چند سروگردن از امثال لاریجانی و قالیباف بالاتر می دانیم و یک تار موی شما را با سران فتنه عوض نمی کنیم اما دوباره به دامان شما برنمی گردیم! قرار نیست ۴ ساله دوم شما و خون دل خوردن ها دوباره تکرار شود! شما را نمی بخشیم که زبان فتنه گران را بر سر جریان انقلاب دراز کرده اید. شما با استفاده از عناصر مشکل دار و منحرفی نظیر آقایان مشایی و رحیمی و بقایی و ملکی و غیره باعث شدید تا امروز جریان ام الفساد مدعی اصلاحات که خود ریشه هر فساد سیاسی و اقتصادی است، به علت حضور این آقایان، هر روز علیه انقلاب و جریان انقلاب و علیه گفتمان حقیقی عدالت بتازند و حمله کنند! مگر رحیمی مورد تأیید امت حزب الله بود که امروز مفسدان سیاسی و اقتصادی مدعی اصلاحات به بهانه رحیمی به ما حمله می کنند! راستی مگر امت حزب الله خود منتقد و مخالف حضور این افراد مسئله دار نبود؟ هرچند فساد امثال رحیمی در برابر فساد کارگزاران و امثال شهرام جزایری و کرباسچی و مهدی هاشمی و بیژن زنگنه ناچیز است اما این جریان اینقدر ضعیف و ذلیل است که رحیمی را بهانه ای قرار دهد برای حمله به جریان انقلاب! حال آنکه جریان انقلاب خود مخالف و منتقد استفاده از امثال رحیمی بوده است.
  11. آقای احمدی نژاد؛ در پایان باید بدانید: حضور مجدد شما در عرصه شرط و قید دارد و آن هم حذف جریان انحرافی و التقاطی اطراف شماست! آقای احمدی نژاد درست است که عملکرد آقای روحانی و دولتش آنقدر خراب بوده است که هر کسی مقابل ایشان قرار بگیرد رأی می آورد؛ اما باید بدانید بدون حضور امت حزب الله و خواست جریان انقلابی، شما رأی نمی آورید! البته شما یک مشکل دیگر هم دارید و آن هم اینکه همه منتقدین را یک دسته می دانید! هرچند رهبری خطاب به شما فرموده است همه منتقدین را به یک چشم نبینید! شما جریان انقلاب را با امثال لاریجانی یکی می دانید! با جریان انقلاب همانگونه برخورد می کنید که با آمریکا و انگلیس برخورد می کنید! باید بدانید که تنها شرط مجدد شما حذف این حلقه انحرافی و رأی منفی است و بازگشت به دامان جریان نجیب انقلابی و حزب اللهی. باید انتخاب کنید مگر رحیمی و مشایی و بقایی چقدر رأی دارند؟ چند هزار رأی دارند؟ این ها عامل تفرقه و بدبختی شما بوده اند باید جای تان را عوض کنید.

والسلام

داود مدرسی یان

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :