اندر حکایت انتخاب رئیس مجلس جدید:

ریاست مجدد لاریجانی بر مجلس، خواستِ دولت و اصلاح طلبان است/اجماع اصولگرایان بر لاریجانی گناهی نابخشودنی است/دوگانه لاریجانی یا عارف یک بازی سیاسی است؛

43343_273

یادداشت//

داود مدرسی یان

  1. انتخابات مجلس دهم نیز تمام شد اما تأثیر این انتخابات بر ادامه روند موجود انکارپذیر نیست. مدعیان اصلاحات از اقلیتِ مجلس نهم درآمده و در مجلس کنونی بیش از ۱۰۰ کرسی را کسب کرده اند. هرچند هر دو جناح خود را پیروز میدان می دانند اما واقعیت این است که اقلیتِ اصلاح طلبِ مجالس قبل هم اکنون به بیش از ۱۰۰ کرسی دست پیدا کرده است و این چیز کمی نیست. در طرف مقابل مدعیان اصولگرا نیز ۳۰ کرسی تهران که کرسی های تعیین کننده بوده اند را واگذار کرده و از اکثریت بیش از ۲۳۰ کرسی مجلس قبل، در مجلس آتی به زیر ۱۷۰ کرسی رسیده اند. فارغ از اینکه زمزمه های تقلب دولت در آرای تهران همانند مجلس ششم از چندین منبع و از زبان شخصیت های محافظه کاری نظیر حدادعادل که خیلی کم سعی بر افشای حقایق دارند، اصولگرایان در تهران ۳۰ بر صفرشکست خوردند.
  2. اینکه هر دو جناح خود را پیروز میدان می دانند یک بلوف سیاسی است و هر دو به دنبالِ جنگ رسانه ای و عملیات روانی هستند. اما واقعیت این است که اگر اکثریت مجلس اصلاح طلب باشند پس نگرانی آنان برای ریاست مجلس بر سرِ چیست؟ با این فرض، عارف رأی می آورد و رئیس می شود. از طرفی اگر اکثریت مجلس هم با اصولگرایان است پس نگرانی آنان بر سرِ چیست؟ و چرا برخی بزرگان اصولگرایی هراسان، چراغ به دست به دنبال لاریجانی اند؟! اگر اکثریت با اصولگرایان است پس یکی از گزینه های اصولگرایی نظیر حاجی بابایی، ذوالنور، امیرآبادی، نقوی حسینی و غیره کاندیدا شوند و رئیس شوند. اما حقیقت واقع این است که هیچکدام از دو جناح به پیروزی اکثریت خویش باور ندارند و به همین دلیل محافظه کارانِ دوطرف و بزرگان دو جریان دنبال ریاست لاریجانی اند تا خیال خودشان را راحت کنند! از آن جایی که لاریجانی شخصیتی دوزیست است و هم شریک دزد است و هم رفیق قافله! محافظه کاران دوجریان دنبال این مسئله هستند که لاریجانی را رئیس کنند و سپس هر دو پُز بدهند که رئیس را ما انتخاب کردیم؛ اما حقیقت قضیه چیست؟ ریاست لاریجانی به نفع چه کسی و چه جریانی است؟
  3. تحلیلگران منصف در طول سه دهه اخیر انقلاب به تکرار مشاهده کرده اند که شخصیت هایی بوده اند که همیشه سعی می کرده اند هم جناحی باشند هم فراجناحی؛ هم از آخور بخورند هم از توبره! شخصیت هایی دم دمی مزاج و مذبذب و هرهری مسلک و مخلص کلام: شخصیت هایی منفعت طلب! یکی از بلاهایی که در طول دودهه اخیر بر جریان انقلاب چنبره انداخته است وجود یک جریان محافظه کارِ منفعت طلبِ راست مشی است که همیشه سدی بوده است در برابر اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی؛ جریانِ راست که در خیلی از مقاطع با جریان انقلاب هم پوشانی داشته است و حقیقتاً متعهدتر بوده است نسبت به جریان چپ؛ اما کم خیانت هم نکرده است به انقلاب. جریان انقلاب اما هم از چپ ضربه خورده است هم از راست. هاشمی و ناطق نوری و ولایتی و طیف کارگزاران زمانی زمامدارانِ راستی ها بوده اند حالا سروران چپی ها شده اند. از این شخصیت های دوزیست کم نداریم. همین روحانی رئیس جمهور لیبرال و عاشق انگلیس و آمریکا هم عضو جامعه روحانیت مبارز بوده است مثلاً در تقابل با مجمع روحانیون مبارز!
  4. در مقطعِ فعلی که جریان چپ و راست، هردو هماهنگ و پا در رکاب، همت کرده اند برای نابودی انقلاب و تضعیف مردم سالاری دینی و تحقیرِ اسلام انقلابی، اما وظیفه جریان حزب الله و انقلاب و اصولگرایی ناب متفاوت است. شاید یکی از مهم ترین امتحانات جریان اصولگرایی همین انتخاب ریاست مجلس دهم باشد. دولت و جریان مدعی اصلاحات و راست و چپ، همه باهم اراده کرده اند برای ریاست شخص شخیص علی لاریجانی! لاریجانی هم هوای مدعیان اصلاحات را دارد و هم وکیل الدوله روحانی است و هم ظاهری دارد فریبنده که مثلاً من اصولگرا و ولایتمدار هستم! حال آنکه ما ولایتمداری ایشان را در دو مجلس اخیر بارها مشاهده کرده ایم که اتفاقاً مشی ضدولایت داشته است. نمودِ این خطای آگاهانه، دفاعِ پروپاقرص از برجام بوده است؛ لاریجانی بی تردید گزینه ای ایده آل است برای دولت و هاشمی و مدعیان اصلاحات. چون می دانند کسی می تواند برنامه نفوذ و تضعیف ولایت را پیش ببرد که دوزیست باشد و با عدم شفافیت مردم و نیروهای انقلابی را هم فریب دهد. لاریجانی ضمانت پیروزی روحانی در انتخابات ۹۶ است! لاریجانی اگر انقلابی باشد به احترام برادرش که رئیس قوه قضائیه است و برای عدم ابهام در افکار عمومی که خانواده لاریجانی بر نظام چنبره انداخته؛ نباید کاندیدای ریاست مجلس شود.
  5. وظیفه جریان اصولگرایی این است که کاندیدایی غیر از لاریجانی را برای ریاست به صحن مجلس آورد؛ اگر همه اکثریت مجلس اصولگرا باشند که آن فرد را انتخاب می کنند وگرنه عارف یا لاریجانی رأی می آورند که در این حالت، اگر لاریجانی رأی بیاورد هم خیال محافظه کاران راستی راحت است هم دولت؛ اما جریان اصولگرا و انقلابی توانسته است با لاریجانی مرزبندی کند و خطر وی را بیشتر به جامعه نشان دهد. اگرهم عارف رأی آورد که باز به نفع جریان انقلاب است. چرا که عارف هم شفاف است و همچون دیگران نفاق ندارد و علناً و صریحاً پایبندی بیشتری به نظام و رهبری دارد تا لاریجانی. اما در غیر این صورت، اجماع اصولگرایان بر لاریجانی در کنار دولت و مدعیان اصلاحات، گناهی نابخشودنی است. چه شده است مدعیان اصولگرایی با کسانی که دنبال براندازی نظام و دنبال لیبرالیزه کردن نظام و نابودی انقلاب بودند و هستند، بر سر یک سفره بنشینند و آن هم سفره رنگین ریاست لاریجانی باشد! قطعاً اگر چنین شود جریان انقلاب برای همیشه باید تکلیف خود را با امثال حدادعادل و دیگر محافظه کاران روشن کند.
  6. در آخر؛ ما باید بدانیم که دوگانه لاریجانی – عارف یک بازی سیاسی است و برای فریب افکار عمومی این دوگانه را راه انداخته اند. آیا مجلس ما اینقدر بدبخت و ضعیف باشد که ریاستش به یکی از دو نفر منحصر شود؟! نمایندگان انقلابی می توانند این بازی را با هوشیاری و وحدت و انسجام و روابط عمومی قوی برهم بزنند. به امید تشکیل یک مجلس قوی و ولایتمدار و مقاوم در برابر دشمنان.

پایان

داود مدرسی یان

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :