نقدی بر موضع محسن رضایی درباره سردار اسعد:

سردار! به کدام “مصلحت” عامل شهادت شیخ فضل‌الله نوری را جزو مفاخر می‌دانید؟/نباید تاریخ را تحریف کنیم و از احساسات غلط قومیتی برای تغییر واقعیت استفاده کنیم/بجای سوءاستفاده از احساسات پاک جوانان بختیاری، واقعیت امثال سردار اسعد را بازگو کنید؛

بررسی تاریخ و شخصیت سردار اسعد در این مقطع موضوعی اولویت دار نیست اما از آنجایی که در طول سال های اخیر برخی اشخاص سعی می کنند برای جمع کردنِ آرای برخی قومیت ها، شعارهای قومی بدهند و تاریخ را نیز تحریف کنند، جای واکاوی دارد. سوال این جاست محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام چگونه «مصلحت» دیده اند که یکی از وابستگان به انگلستان، عضو تشکیلات فراماسونری و از جمله عاملان موثر در شهادت شیخ فضل الله نوری و سرکوب مشروطه طلبان حقیقی را به عنوان یکی از مفاخر ملی دانسته اند؟

حمله به یک مجسمه قطعاً محکوم است و باید پیگیری شود اما در این بین سوءاستفاده برخی از عناصر از احساسات پاک جوانان بختیاری برای تحریف تاریخ، مشکوک و مبهم است. تاریخ مکتوب و شفاهی مشروطه وجود دارد؛ سردار اسعد بختیاری بود اما وابسته و گوش به فرمان انگلیس بود. همانطور که رضاخان مازندرانی بود اما خائن به ایران! و محمدرضا شاه ایرانی بود اما وابسته و گوش به فرمان آمریکا! درست نیست که هر شخصیت منحرفی وابسته به قومیتی باشد ما برای سوءاستفاده از آرای آن قوم، قومیت گرایی را ترویج کنیم. ما باید فرزند منطق و حقیقت باشیم تا فرزند تعصب قومی.

قوم اصیل و پاک بختیاری همانند دیگر اقوام همیشه در راه اسلام و انقلاب و ارزش ها و منافع ملی فداکاری ها داشته است و هزاران شهید را نیز تقدیم این انقلاب داده است. انقلابی که اگر خیانت تشکیلات انگلیس و فراماسونرها در اول انقلاب نبود شاید در همان مشروطه پیروز می شد و مملکت ما ۲۰۰ سال از اروپا عقب نمی ماند.

نسیم در گزارشی نوشت: چند روز پیش خبری در رسانه ها مبنی بر حمله و تخریب مجسمه سردار اسعد بختیاری در شهر جونقان (از توابع شهرستان فارسان-چهارمحال و بختیاری) منتشر شد.

در پی این اقدام غیرقابل دفاع و مشکوک، محسن رضایی، دبیر مجمع تشیخص مصلحت نظام طی تماسی تلفنی با علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، علی قلی خان (سردار اسعد) بختیاری را یکی از “مفاخر” ملی دانسته و خواهان پیگیری شورای عالی امنیت ملی در خصوص این اتفاق شد (اینجا)

رضایی دو سال پیش نیز در یک سخنرانی، سردار اسعد را از جمله مبارزین با استبداد و یاران نزدیک روحانیون بر شمرده بود.(اینجا)

بی شک قوم بختیاری یکی از اقوام سلحشور و پایبند ایرانی است که دلیری های آن بر تارک این سرزمین می درخشد و ده ها و صدها افتخار از این قوم به ثبت رسیده اما آیا علی قلی خان بختیاری (سردار اسعد) نیز همان گونه که محسن رضایی گفته یکی از «مفاخر» ملی است؟

سردار اسعد بختیاری کیست؟

علی‌قلی‌خان بختیاری (زاده ۱۲۳۶ ه‍. خ – درگذشته ۱ آبان ۱۲۹۶) معروف به سردار اسعد بختیاری، از رؤسای ایل بختیاری و از سیاستمداران دوره قاجاربود، که حیات سیاسی وی مقارن با بقدرت رسیدن چهار پادشاه در ایران بود.

سردار اسعد بختیاری

سردار اسعد از جمله کسانی بود که بخش مهمی از زندگی او با مشروطیت پیوند خورد و نقشی تاریخی ایفا کرد و مطابق معمول تاریخ نگاری روشنفکری مشروطه، از جمله چهره های مثبت و «مفاخر» طبقه بندی شده است اما نگاهی به عملکرد او در آن ایام پرآشوب مقابل این ادعا علامت سوال قرار می دهد.

عضویت در لژ ماسونی بیداری

به گزارش «نسیم آنلاین»، در تاریخ سیاسی ایران از اواسط دوران قاجار به بعد یک دسته در تمام مقاطع حساس نقشی اساسی ایفا کردند، نقشی که غالبا در برابر روحانیت اصیل شیعی قرار داشت و کنش گری در جهت منافع دولت های استعماری وقت به ویژه انگلستان بود؛ تشکیلاتی که به “فراماسونری” موسوم بود.

اولین لژ ماسونی که از فرانسه به ایران آمد و توانست نقشی حیاتی در جهت خواست غرب ایفا کند، «لژ بیداری» بود؛ لژی که بسیاری از چهره های جناح لیبرال و سکولار مشروطه در آن عضو بودند و اقدامات هم ایشان سبب ساز شکست نهضت آزادی خواهانه ملت ایران و سر برآوردن دیکتاتوری رضاخانی از میان آن شد.

یکی از این موثرین مشروطه سردار اسعد بختیاری بود که توانست در لژ بیداری عضو شده و ترقی یابد.

خود سردار اسعد در این زمینه اذعان می کند که: «به فرماسنری پاریس دعوت شد و عضویت بهم رسانید» ( تاریخ بختیاری، ص ۲۷۰)

اسماعیل رائین در کتاب خود که به نوعی دایره المعارف فراماسونری ایران است در باره لژ بیداری چنین می نویسد:  «در اواخر سلطنت مظفرالدین شاه ایرانیانی که به فرانسه و بلژیک مسافرت کرده و در آنجا وارد فراماسونری شده بودند، به ایران که بازگشتند این فرقه را در تهران تاسیس نموده و بقول ادیب الممالک فراهانی آنرا«لژ بیداری ایران» نامیدند. … میرزا سعید خان وزیر امور خارجه، میرزا سید محمد طباطبایی– سنگلجی، میرزا ابوتراب خان نظم الدوله، علیخان ظهیر الدوله، شیخ هادی نجم آبادی، دبیر الملک شیرازی، علیقلیخان سردار اسعد، مسعود میرزای ظل السلطان و… موسسین لژ بیداری بودند» (فراموشخانه و فراماسونری در ایران.،جلد۲، ص۵۴)

رایین همچنین تاکید می کند که اسامی،علی قلی خان سردار اسعد،خسرو خان سردار ظفر و جعفر قلیخان سردار بهادر بختیاری[سردار اسعد سوم] در چهار لیست اسامی «اعضاء لژ بیداری ایران» که تاکنون بدست آمده، درج شده است و هر سه نفر موفق به اخذ دیپلم ماسونی نیز شده بودند(همان،صص ۷۰تا۷۹)

حضور سردار اسعد بختیاری در تشکیلات فراماسونری و ارتباط وثیق او با دولت های خارجی از جمله مسائل مهم تاریخی است که تا کنون کسی آن را تکذیب نکرده است.

سردار اسعد بختیاری، یار صمیمی انگلستان

یکی دیگر از مسائلی که پیرامون سردار اسعد بختیاری مطرح است و پیش از انقلاب با افتخار از سوی حامیان وی نقل می شد و پس از انقلاب به ورطه فراموشی سپرده شد و آقای محسن رضایی هم هیچ گاه از آن یادی نکرده است، ارتباط علی قلی خان بختیاری و فرزندش با انگلستان و اعتماد زیاد حکومت بریتانیا به وی است.

علی قلی خان، سردار اسعد بختیاری

سید حسن تقی زاده دوست سردار اسعد در خاطرات خودش با عنوان « زندگی طوفانی» در باره وابستگی سردار اسعد به انگلیسی ها می نویسد: « از روسای اردوها مرحوم سردار اسعد بختیاری بود هم از انگلیسی ها اطاعت می کردند سهام نفت جنوب را هم داشتند.( زندگی طوفانی ، خاطرات سید حسن تقی زاده، ص ۱۳۶)

در کتاب « رهبران مشروطه» نیز آمده است: «ممتازالدوله که بین پاریس و لندن رفت و آمد داشت و با معاضدالسلطنه و ادوارد برون و تقی زاده و بعضی مقامات سیاسی انگلستان مربوط بود، سردار اسعد را از نقشه های پشت پرده آگاه کرد…. سردار اسعد که در اروپا برای این اردوکشی تصمیم گرفته بود پس از سفر به لندن و ملاقات با مستر «چارلز» معاون وزارت امور خارجه انگلستان ( ممتازالدوله و ادوارد براون همراهش بودند) و اطمینان از حمایت انگلیسها  وقول و قراردادهای لازم  به اتفاق چند نفر از جوانان بختیاری از طریق خوزستان وارد ایران شد.( رهبران مشروطه،صص۲۲۴- ۲۳۲)»

اعتماد و خوشنودی انگلستان به اسعد به قدری بود او توانست از این دولت نشان تقدیر دریافت کند.

در صفحه  ۲۷۰ کتاب «ایل بختیاری و مشروطیت » آمده است: «به دنبال خدمات خوانین  به پیشنهاد سر والتر تونلی وزیر مختار انگلیس در تهران ، دولت بریتانیا یک نشان K.C.M.G به سردار جنگ و یک نشان K.C.I.E . به سردار اسعد اعطا کرد»

تقی زاده و دوستانش، عاملان فساد مشروطه

سیدحسن تقی زاده، یکی از مشهورترین چهره های سکولار مشروطه بود که اقدامات افراطی و دین ستیزانه او باعث اعتراض گسترده علما شد تا حدی که در ١٢ ربیع الثانی ١٣٢٨ حضرات آیات خراسانی و مازندرانی (از جمله مراجع تراز اول وقت شیعه) طی نامه و حکمی بر فساد مسلک سیاسی تقی‌زاده تأکید و حکم به اخراج او از مجلس دادند.

سیدحسن تقی زاده

در حکم و نامه این مراجع صراحتاً بر ضدیت مسلک او با اسلامیت مملکت و قوانین شریعت مقدس تأکید شد و از نایب‌السلطنه خواسته می شود که از ورود وی به مجلس جلوگیری شده و تقی زاده را از کشور تبعید کند.

اما این حکم که با تلگراف رسیده بود با اعمال نفوذ علیقلی خان سردار اسعد که از جمله دوستان و هم مسلکان تقی زاده بوده افشا نمی شود و او از علیرضا خان عضدالملک می خواهد که حکم مراجع ابلاغ نشود. (اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقی زاده ، ص ۵۳۸ .)

فساد تقی زاده به حدی بالا بود که ستارخان و باقرخان شدیدا طی نامه ای به نائب السلطنه، تقی زاده و «دوستانش» را «بی شرف» دانسته و خواستار اجرای حکم علما و تبعید او می شوند:

«مقام منیع والاحضرت اقدس نیابت سلطنت عظمی دامت عظمته

فداکاری و زحمات اهالی آذربایجان در قلع ریشه استبداد عموماً ، و این دو نفر فدائی ملت خصوصاً، گویا بر احدی پوشیده نباشد. قریب دو ماه است برحسب احضار وارد تهران شده آثار و علاماتی که فعلاً مشاهده می‌کنیم جز خرابی وطن عزیز و هدر رفتن زحمات همه، نتیجه دیگری گرفته نشد. چند نفر هستند متفقاً به اغراض شخصی، استقلال مملکت را متزلزل می دارند؛ در ضمن، « چه مقصودی دارند؟!»، به این فدائیان، مجهول است. اکنون جمعی از رؤسای هم مسلک که استقلال مملکت و مشروطیت را می خواهند حاضرند با این فدائیان ملت، عرض می کنیم: این چند نفر خائن ملت که در عین بی شرفی شرف فدائیان مشروطیت را بردند و خرابی مملکت را می‌خواهند شب و روز به خیال پارتی بازی ادارات کابینه و انتظام ولایات مخل هستند ، در چه مذهب و چه خط سیر می‌کنند بر احدی پوشیده نیست. مخصوصاً این فدائیان ملت از طرف رؤسای هم مسلک جداً عرض و استدعا می کنیم وجود این چند نفر که اسباب اختلال شرف و ناموس و امنیت و انتظام و آسایش مردم هستند برای استقلال و حفظ مشروطیت مخل می باشند. بدواً به حضور مبارک عرضه می داریم و استدعا می نماییم حتماً باید این چند نفر از این مملکت تبعید بشوند والا از طرف چاکران بر طرد و نفی این چند نفر اقدامی شده است و اگر نشود قطعاً مسئول خدا و خلق و وجدان و والاحضرت اقدس هستیم.

             الامرالاقدس الاعلی مطاع» (مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، سند شماره ۴۶ و ۵١۴۵.)

علیرضا خان عضدالملک، نائب السطلنه

خودسری و اقدامات خود سردار اسعد هم از جمله مسائلی بود که مورد اعتراض قرار داشت و حتی دوست سابقش سپهدار تنکابنی نیز در متن استعفای خود از ریاست وزرا از آن یاد می کند:

«امروز… بنده از ریاست وزرائی استعفا کردم… هرزگی خوانین بختیاری و سواره آنها در تهران و ولایات و مجاهدین آذربایجانی نمی گذارند کار ایران درست شود» (یادداشتهای سپهسالار تنکابنی، ص ٢٨٣ .)

سردار اسعد بختیاری و سپهسالار تنکابنی

واقعه پارک اتابک

پس از ترور سیدعبدالله بهبانی به دست عوامل تقی زاده، ستارخان و باقرخان که از جمله موثرین مشروطه و آزادیخواهان اصیل بودند شدیدا به نایب السلطنه اعتراض و خواهان برخورد با عوامل این جنایت می شوند.

این درخواست با اهمال مواجه شده و سلسله هرج و مرج هایی در تهران به وجود می آید و طی جلسات تصمیم بر خلع سلاح طرفین درگیری ها گرفته می شود.

نکته مهم در این خلع سلاح آن است که نیروهای تقی زاده و هم فکرانش مانند میرزا یپرم خان ارمنی و سردار اسعد بختیاری به بهانه حضور در دستگاه امنیه خلع سلاح نمی شوند و فقط بنا بر گرفتن اسلحه نیروهای ستارخان و باقرخان می شود؛ عملکرد بد و گزینشی مامورین خلع سلاح سبب ساز استنکاف مجاهدین آذربایجانی و همراهان ستارخان که در پارک اتابک (محل فعلی سفارت روسیه) سکنی داشتند می شود و همین بهترین بهانه را به دست جناح ماسون مشروطه می دهد.

کسروی در کتاب خود بر دشمنی سردار اسعد با ستارخان تاکید ورزیده و می نویسد: « مجاهدان نمی‌خواستند پی کار خود روند و بسیاری از کار خود به یکبار دورافتاده اگر هم می‌خواستند نمی‌توانستند و اینان ناگزیر به نافرمانی برخاستند. از سوی دیگر دولت نخواست این قانون را دادگرانه به کار بندد چون خود مستوفی رئیس الوزراء و بیشتر وزیران از دسته انقلابی بودند. چنانکه گفتیم این دسته کینه چهار تن سردار را (ستارخان، باقرخان، ضرغام السلطنه و معزالسلطان) در دل داشتند. و همچنین سردار اسعد که در همه کارها دست داشت از این چهار تن سخت خشمناک بود. به ویژه از ستارخان که از بس خشمناک بود زبان خود را نگه نمی توانست داشت….» (تاریخ هیجده ساله آذربایجان. صص ١٣۴-١٣۶ .)

جعفرقلی خان بختیاری(پسر سردار اسعد) به همراه میرزا یپرم خان ارمنی و نیروهایشان

در اول شعبان ۱۳۲۸، یپرم خان، رئیس خونریز نظمیه به همراه جمعی از نیروهای ارمنی و بختیاری که پسر سردار اسعد همراه ایشان بود درب پارک اتابک را آتش زده و به مجاهدین آذربایجانی هجوم می آورد در نتیجه این اقدام ظرف چهار ساعت، ۳۰۰ تن از یاران ستار خان کشته شده و خود او نیز از ناحیه زانو مورد اصابت گلوله قرار می گیرد؛ زخمی که حتی تا مدت ها اجازه درمان آن داده نمی شد و در نهایت منجر به قطع بخشی از پای ستارخان و پس از چند سال مرگ او در ۴۸ سالگی شد. (واقعات اتفاقیه در روزگار . ج٢ ، صص ۵۴٩-۵۵٠ .)

اعدام شیخ فضل الله نوری، گناه نابخشودنی

همانگونه که ذکر شد یکی از جناح های دخیل و بسیار موثر بر جریان مشروطه، جناح ماسونی و غربگرا بود که عملکرد آنها سبب ساز شکاف در جنبش عدالت خواهانه مردم و شکست آن شد. یکی از کسانی که خود در ابتدا از جمله سردمداران عدالتخواهی بود و پس از آشکار شدن نیت برخی افراد موثر در جنبش مشروطه به مخالفین آن بدل شد، شیخ فضل الله نوری بود.

شیخ، که به اعتراف دوست و دشمن بزرگترین مرجع شیعه وقت ایران بود پس از فتح تهران به دست قوای مشروطه محاکمه و اعدام شد. اقدامی که آخرین ضربه بر پیکره موریانه خورده مشروطه بود و بسیاری پس از آن به ماهیت مشروطه خواهان سکولار پی بردند. اما نقش سردار علی قلی خان اسعد بختیاری در این جنایت عظیم چه بود؟

شهید شیخ فضل الله نوری

در دادگاه فرمایشی که برای محاکمه شیخ فضل الله نوری برگزار شد ۱۲ نفر به عنوان قضات حضور داشتند که یکی از آنها سردار بهادر، پسر سردار اسعد بختیاری بود و همو حکم اعدام شیخ را نیز امضا کرد.

ممکن است گفته شود که ذنب پسر به نام پدر نوشته نمی شود اما این سخن وقتی پذیرفته است که پدر شخصی بی قدرت باشد نه فردی مانند علی قلی خان بختیاری که به گواه تاریخ در آن زمان، همه کاره تهران بود!

در کتاب «رهبران مشروطه» آمده است: «در روز ۲۵ رجب به جای مجلس عالی ، هئیت مدیره موقت به ریاست وثوق الدوله برای نظارت در امور کشور تشکیل شد. سپهدار و سردار اسعد نیز در این هئیت عضویت داشتند و گرداننده اصلی هئیت نیز خود این دو نفر بودند.(رهبران مشروطه، ۲۷۳)

این مطلب بیان گر قدرت سردار اسعد در آن برهه است. نقش مهم علی قلی خان در جنایتی که بر شیخ شهید رفت تلاش وی برای بی خبر نگاه داشتن نائب السلطنه (که از جمله دوستان شیخ بود) از آن چه می گذشت بود.

«سردار اسعد که می توانست از این جنایت جلوگیری کند ، شریک این مسئولیت گردید. سپهدار و سردار اسعد ، عضدالملک (نایب السلطنه) را اغفال کردند و الا او نمی گذاشت چنین حادثه ای روی دهد. وی پس از اطلاع بر این حادثه بسیار ناراحت شد و به سپهدار و سردار اسعد و یپرم ناسزا گفت.» (رهبران مشروطه، ص ۲۷۳)

خسرو معتضد، تاریخ پژوه معاصر هم سردار اسعد را عامل اصلی اعدام شیخ فضل الله معرفی می کند و در مقاله ای با عنوان « چگونه شیخ فضل الله نوری را در میدان سپه بدار کشیدند» می نویسد: «سردار اسعد بدون اطلاع عضدالملک که از هواخواهان شیخ بود تصمیم دستگیری و اعدام او را به اطلاع اعضای حکومت موقت رسانید و قرار بر این شد که او را محرمانه دستگیر نمایند.»

نقش تاریخی سردار اسعد بختیاری در شکست مشروطه و جنایت بر مشروطه خواهان اسلامی آن چنان آشکار است که کمتر آشنا به تاریخی می تواند آن را منکر شود و در دوران حکومت اسلامی، وی را از جمله مفاخر ملی بداند!

حال سوال این جاست جناب محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام چگونه «مصلحت» دیده اند که یکی از وابستگان به انگلستان، عضو تشکیلات فراماسونری و از جمله عاملان موثر در شهادت شیخ فضل الله نوری و سرکوب مشروطه طلبان حقیقی را به عنوان یکی از مفاخر ملی دانسته اند؟ و آیا معرفی چنین اشخاصی به عنوان افتخار، جفا بر قوم سلحشور بختیاری نیست؟

و در پایان بازخوانی بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای ستاد نکوداشت شیر علیمردان خان بختیاری خالی از لطف نیست. بخصوص فراز پایانی فرمایشات ایشان که پس از تجلیل مکرر از قوم پرافتخار بختیاری و مفاخر حقیقی ایشان از قبیل علیمردان خان و مادر وی، توصیه کردند: مراقب باشید تفکیک بشود بین آن کسانى که صادقانه، خالصانه، براى خدا در مبارزات حقیقى و آنچه میشود آن را جهاد نامید شرکت کردند، با آن کسانى که نه، اغراض دیگرى داشتند.

برای مطالعه بیشتر ر.ک:

سردار اسعد بختیاری ، علی قلی خان (۱۳۸۳)، « تاریخ بختیاری » چاپ دوم ، تهران ، انتشارات اساطیر .

رایین،اسماعیل«فراموشخانه و فراماسونری در ایران»، تهران، نشر رایین، ۱۳۷۸،چاپ سوم.

آهنجیده ، اسفندیار(۱۳۷۴) « ایل بختیاری  و انقلاب مشروطه »  چاپ اول ، اراک ، انتشارت ذره بین.

صفایی ، ابراهیم (۱۳۶۳) « رهبران مشروطه »، تهران ، انتشارات جاویدان

تقی زاده ، سید حسن « زندگی طوفانی ، خاطرات سید حسن تقی زاده» تهران ، انتشارات        علمی ، چاپ اول،۱۳۶۸.

 اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقی زاده. به کوشش ایرج افشار. تهران، انتشارات جاویدان، ۱۳۵۹٫ یادداشتهای سپهسالار تنکابنی . گردآوری امیرعبدالصمد خلعتبری، به اهتمام محمود تفضلی. تهران، مؤسسه انتشارات نوین، ۱۳۶۲

در تهیه این گزارش از این سایت ها نیز بهره گیری شده است:

پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران

پارس نیوز

پژوهشکده باقرالعلوم

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

پایگاه پژوهشی آزادمردان بختیاری

موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :