انتخابات مجلس دهم؛

سکوت اصولگرایان در برابر حذف رسایی از صحنه، توسط دولت و لاریجانی، جفای تاریخی نابخشودنی است/بعد از رسایی، نوبت زاکانی، بذرپاش و نبویان است/این مجلس-مجلس نهم- شبیه ترین مجلس به مجلس ششم بود.

رسایی1-800x600

  1. مجلس نهم(مجلس فعلی) عملاً نشان داد از صلاحیت و کفایت سیاسی و علمی و فرهنگی برخوردار نیست. برآورد کارنامه این مجلس منفی است و موفقیت چندانی در رفع موانع پیشرفت کشور و مرتفع کردن مشکلات و معضلات نداشته است. اگر چهار سال این مجلس را به درستی و بدون هیچ تعصبی نگاه کنیم متوجه می شویم که یکی از ضعیف ترین مجالس تاریخ انقلاب بعد از مجلس ششم این مجلس بوده است. نزدیک ترین مجلس به مجلس ششم همین مجلس نهم بوده است؛ دلیل این مدعی هم چند نکته مهم است:
    • عملکرد مجلس نهم در دوسال اول همزمان بود با دوسال آخر دولت آقای احمدی نژاد؛ از سال ۹۰ تا ۹۲٫ همه به یاد داریم که در این دوسال وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور تحت تأثیر تحریم ها دچار التهاب، نابسامانی و تصمیمات آنی شده و درگیری و اختلاف شدید در بین سران سه قوه شده بود. سال ۸۹ – ۹۰ درست نقطه شروع تحریم های فلج کننده دشمنان نظام بود که به علت ضعف درونی و چراغ سبز جریان فتنه، دشمنان این راه جدید را یافته و با تمام قوا اقدام به تحریم کشور کردند. تحریم های نفتی، اقتصادی، بانکی، حمل و نقل و غیره به شدت اعمال شدند. لجبازی رئیس جمهور وقت و تکیه بر حاشیه سازی و نفوذ افراد منحرف در حلقه اول ایشان، باعث شد تا احمدی نژاد پازل دشمنان خارجی و دشمنان داخلی را تکمیل کند اما مهم تر از این دو عملکرد عجیب مجلس نهم به ریاست آقای علی لاریجانی همه را انگشت به دهان وا نهاد! لاریجانی با برخی نماینده های ضددولت با تمام قوا اقدام به کارشکنی و تضعیف دولت و مقابله تمام عیار برای سقوط دولت کردند. سقوط دولت توسط دشمنان نظام از همان سال ۸۴ کلید خورد اما در سال ۸۸ به اوج رسید و پس از عدم موفقیت فتنه، طیف لاریجانی در مجلس مأمور به این قضیه شدند. علی لاریجانی دانسته یا نادانسته به همراه نمایندگانی نظیر محمدرضا باهنر، احمد توکلی، علی مطهری و کاظم جلالی با برنامه ریزی بدنبال سقوط دولت وقت حرکت کردند. این پازل سپس توسط عناصر دیگری از وزرا و برخی سیاسیون نظیر رضایی و ولایتی در برون از مجلس پیگیری شد به طوریکه در نامه ای کاملاً غیرقانونی به رهبری پیشنهاد دادند تا برای مدیریت وضعیت کشور کمیته بحران تشکیل شده و دولت از ورطه تصمیم گیری و اجرا کنار گذاشته شود! این فکر دقیقاً در ادامه همان فتنه ۸۸ از سوی عناصری با ظاهر اصولگرا مطرح شد. همه دیدیم که عملکرد مجلس نهم به همراه تحریم های دشمنان باعث شد تا دولت وقت در حصر و گوشه رینگ قرار گیرد. تذکرات و هشدارهای رهبر حکیم انقلاب نتوانست مجلس شورای اسلامی را قانع کند تا اینکه ایشان در برخی مسائل با تهدید و صراحت به میدان آمد. در کنار این وضعیت تنها کسانی که تصمیمات درستی لحاظ کردند که سعی داشتند هم دولت را دوباره به ریل برگردانند و هم به نوعی مجلس را کنترل کنند افرادی نظیر حمید رسایی، نبویان، آقاتهرانی، حدادعادل، زارعی، کوثری و چندتن معدود بودند که الحق و الانصاف از بین این همه تنها کسی که خوب توانست با لاریجانی در مجلس مقابله کند و اذهان عموم انقلابی را نسبت به مجلس تا اندازه ای روشن سازد حجت الاسلام حمید رسایی بود. هرچند بالاخره نتوانستند موفق شوند اما این نمایندگان معدود در حد وسع و توان وظایف خود را انجام دادند. همین دوسال که چندین وزیر استیضاح شده و چندین بار رئیس جمهور را برای تذکر و طرح سؤال به مجلس کشاندند وضعیت سیاسی کشور را ناآرام کردند.
    • اما به عملکرد مجلس در دوسال اخیر هم انتقادات فراوانی وارد است. نوع تعامل و انفعال مجلس در برابر دولت اعتدال کم نظیر بود. انفعال در برابر ضعف های اساسی دولت تدبیر و امید باعث شد تا دولت، کشور را به لحاظ اقتصادی دوسال عقب نگه داشته و بخش تولید کشور را عقب نگهداشت. به لحاظ سیاسی نه تنها دشمنی آمریکا و اروپا را کم نکرد بلکه آنها را امیدوارتر و جری تر کرده و حتی باعث شده تا ۱۵ دولتِ کوچکِ حاشیه خلیج نیز به خود جرأت دهند و اعلام قطع رابطه کنند و در برابر ایران اسلامی جولان دهند! دولت اعتدال از آنجایی که به درون کشور و تولید در داخل و خودکفایی ذره ای اعتقاد ندارد توانست صنعت هسته ای را پلمپ کند و با تهیه یک برنامه اقدام مشترک(برجام) ایران اسلامی را عقب نگهدارد! اما این مجلس نهم بود که در آزمون برجام مردود شد و برای چندمین بار نشان داد که مجلس نهم نه تنها در رأس نیست بلکه شبیته ترین مجلس به مجلس ششم بود. دوسال و نیم از عمر دولت اعتدال می گذرد اما مجلس شورای اسلامی نتوانست کوچکترین تأثیر را در مسیر دولت بگذارد و حرکت دولت را ریل گذاری کند. هرچند که اقلیت مجلس یعنی ۷۰-۸۰ نفر نماینده مجلس، که به نوعی به گفتمان انقلاب اسلامی گرایش هایی داشته اند، باز نتوانستند در برابر اتحاد دولت و لاریجانی به نتیجه ای برسند اما آگاهی اذهان عمومی از عملکرد دولت و رئیس مجلس نسبتاً بالا رفت. ده ها سخنرانی صریح رهبر حکیم انقلاب در مناسبت های مختلف خطاب به مسئولین کشور اعلام شد اما نه دولت و نه مجلس خطوط قرمز رهبری را در نظر نگرفتند تا اینکه نهایتاً شخص رهبری خود ۹ شرط برای اجرای برجام اعلام کرد. در این میان عملکرد کمیسیون برجام که اکثریت از نمایندگان انقلابی تشکیل شد کاری به یادماندنی و تاریخی از خود به جای گذاشت. هرچند کمیسیون برجام به فرجام نرسید. عملکرد نماینده های انقلابی نظیر آقایان نبویان، رسایی، زاکانی، بذرپاش، کوچک زاده و غیره در در طول دوسال اخیر ستودنی بود با نطق های منطقی و آتشین و سخنرانی ها مختلف توانستند بیانات روشن مقام معظم رهبری در جامعه و حتی در مجلس زنده نگه دارند. اما باید پذیرفت که مجموعه مجلس در قضیه برجام به فرمایشات رهبر حکیم انقلاب و منافع کشور پشت پا زد.
  2. اگر مجلس ششم را به عنوان بدترین مجلس تاریخ انقلاب بدانیم بدون شک مجلس نهم شبیه ترین مجالس به مجلس ششم بوده است چرا که در هر دو منافع ملی در نظر گرفته نشد و برآورد هر دومجلس منافع ملی نبود؛ در برابر ولایت فقیه و رکن اصلی نظام اسلامی هردو جفا کردند. یکی علناً به رهبری جام زهر تعارف کرد و این یکی با لطایف الحیل برجام همان نقشه نفوذ دشمن را به رهبری تعارف کرد. در قانونگذاری و ریل گذاری برای دولت نیز کاملاً ناموفق عمل کرده اند. عملکرد مجلس شورای اسلامی در برابر دولت احمدی نژاد و دولت روحانی کاملاً متناقض است. بدترین فشارها را به دولت قبل آورده اما در برابر انحرافات آشکار این دولت سکوت و در جایی همراهی کرده اند.
  3. روش حذف اقلیت مجلس نیز در نوع خود منحصر به فرد است. مقابله با نمایندگان اقلیت از سوی دولت و لاریجانی روش حذف فیزیکی و ترور شخصیت است. به طور مثال یکی از نمایندگانی که در طول این چندسال روی اعصاب دولت و شخص لاریجانی راه می رفت آقای حمید رسایی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی است که با نطق های دقیق و قانونی و منطقی توانست افکار عمومی و جورسانه ای را بارها و بارها علیه پیوند روحانی و لاریجانی شوراند. پرونده سازی هیئت بدوی تخلفات ریاست جمهوری به صورت غیرقانونی برای حمیدرسایی برای حذف او از مجلس بود. حذف ناباورانه و ناداورانه رسایی به صورت غیرقانونی از صحنه رقابت پروژه ی مشترک دولت و رئیس مجلس بود که تاکنون نیز موفق بوده اند. ظاهراً وجود و حضور شخص رسایی توانسته است ضرباتی جدی به پیکره این پیوند بزند. روحانی از طریق پرونده سازی و لاریجانی از طریق نفوذ بر ۴ عضور حقوقدان شورای نگهبان، توانستند رسایی را از گردونه رقابت حذف کنند.
  4. اما نکته مهم و بهت آلود، سکوت و انفعال اکثریت مطلق اصولگرایان در برابر این حرکت ناجوانمردانه است که تا حال در فضای انفعال به سر می برند. سکوت اصولگرایان در برابر حذف ناجوانمردانه رسایی توسط دولت و رئیس مجلس، جفایی نابخشودنی است و دل امت حزب الله را به درد خواهد آورد. اصولگرایان شک نکنند پروژه حذف مخالفان دولت و لاریجانی، یک پروسه ادامه دار است و رسایی اولین و آخرین گزینه نخواهد بود. قطعاً بعد از حذف رسایی به سراغ گزینه های دیگر می روند. هدف تخریب و حذف بعدی زاکانی، بذرپاش و نبویان خواهد بود. بدین ترتیب نیروهای فعال مخالف و منتقد دولت و لاریجانی یکی یکی از صحنه حذف می شوند مگر اینکه اصولگرایان به طور قاطع از حذف رسایی حمایت کنند. امید است آرایش سیاسی مجلس نهم را در مجلس آتی شاهد نباشیم و ملت، مجلسی را انتخاب کنند که واقعاً در رأس امور باشد.

والسلام

داود مدرسی یان

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :