فقدان استراتژی تجاری و صنعتی در صنعت خودروسازی:

علت سبقت کره جنوبی در صنعت خودروسازی از ایران چیست؟

 

مقدمه

یکی از بخش‌های مهم هر نظام اقتصادی، نظام تجاری آن می‌باشد، زیرا نظام تجاری نقشی قابل توجه در اشتغال و رشد اقتصادی هر کشور دارد. البته در جهان امروز تجارت بین الملل می‌تواند دو سویه عمل کند. هم می‌تواند عامل رشد و امنیت باشد و هم می‌تواند موجب وابستگی و نامنی در اقتصاد یک کشور باشد. اینکه نظام تجاری به چه شکلی عمل کند بستگی به داشتن استراتژی هوشمند تجاری و صنعتی خواهد داشت. در واقع امروزه نمی‌توان بدون استراتژی مشخص و بی توجهی به ضریب نامنی_وابستگی استراتژی تجاری و صنعتی تدوین کرد، استراتژی تجاری بدین معنی که ایجاد یک رابطه تجاری با یک کشور خارجی در یک صنعت خاص، نباید به گونه‌ای باشد که همه موجودیت آن صنعت مشخص کشورمان در گرو وجود تجارت با آن کشور خارجی باشد. استراتژی صنعتی هم بدین معنی که صنعت ما با افق برنامه بلند مدت بتواند بر گسترش زنجیره ارزش برنامه ریزی داشته باشد. لازم به ذکر است که در صورت فقدان استراتژی تجاری و صنعتی در بلند مدت موجب بیکاری وسیع، اقتصادی مصرفی، وابسته و آسیب‌پذیر در برابر تهدیدها اعم از سیاسی، امنیتی و اقتصادی خواهد شد.

فقدان استراتژی تجاری در صنعت خودروسازی

در همین راستا لازم به ذکر است که صنعت خودروسازی کشورمان دچار یک اشتباه استراتژیک شده است که به هیچ وجه با اصول اقتصاد مقاومتی سازگار نیست، زیرا اقتصاد مقاومتی بر اصل تقسیم و مدیریت ریسک استوار است. اما اقدام صنعت خودروسازی کشورمان کاملاً ریسک ناشی از وابستگی را افزایش داده است. سومین قرارداد خودرویی مهم پسابرجام در فرانسه بین سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) و شرکت رنو منعقد شد. پیش از این پژو با ایران خودرو و سیتروئن با سایپا، قرارداد همکاری مشترک در زمینه خودرو منعقد کرده بودند. اکنون با ۳  قرارداد خودرویی مواجه هستیم که اشاره به چند نکته درباره این قراردادها ضروری است.

هر ۳  قرارداد خودرویی پسابرجامی ایران با خودروسازان فرانسوی بسته شده است. این وضعیت ممکن است تبعاتی را در پی داشته باشد. اتکای کامل خودروسازی کشور در روابط خارجی به یک کشور خاص، خلاف منطق و موجب آسیب پذیری این صنعت در صورت بازگشت تحریم هاست. این اشتباه استراتژیک تجاری موضوع ریسک ناشی از وابستگی صنعت خودروی کشورمان به فرانسه را افزایش خواهد داد. این موضوع مبین پذیرش دو فرضیه است یا متولیان صنعت خودرو در کشورمان کاملاً با ادبیات استراتژی تجاری بیگانه اند و یا تعارض منافع گروهی خاص اجازه نمی‌دهد که قراردادهای صنعت خودرو با کشوری غیر از فرانسه منعقد شود.

امروزه همه کشورهای جهان به دنبال کاهش تاثیر مخاطرات و ریسک های بین المللی و تجاری هستند و برای کشوری که طعم تلخ تحریم را چشیده است جای تعجب دارد که با دست خودش برای خودش ریسک و مخاطره بتراشد.

فارغ از این موضوع که فرانسوی ها پیش از این در پارس جنوبی بد عهدی کرده بودند و در مذاکرات هسته ای هم به عنوان پلیس بد نقش آفرینی می‌کردند و شایسته منفعت اقتصادی از سوی ایران نباید باشند، اما اصل ماجرا در این اقدام خودرو سازان این است که ما همه تخم مرغ هایمان را در یک سبد گذاشته ایم و با یک لگد فرانسه کل صنعت خودرو سازی کشور تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. پیشنهاد این است که بهتر بود سه شرکت ایرانی با سه کشور مختلف قرارداد انعقاد می‌کردند.

اتخاذ رویکرد تقسیم و مدیریت ریسک هم مختص به کشور ما نیست، بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند که برای یک کالای خاص توانایی تقسیم ریسک داشته باشند و همه ظرفیت مورد نیاز خود را در اختیار یک کشور نگذارند، مثلاً در انگلستان سیاست‌گذاران حوزه انرژی مقید هستند که نباید به هیچ کشوری در واردات انرژی بیش از ۴٠ درصد نیاز وارداتی وابسته باشند. زیرا نمی خواهند بدین وسیله مورد نفوذ سیاسی کشور مبداء قرار بگیرند. اما سیاست‌گذاران صنعت خودرو در کشورمان نسبت به این موضوع مهم بی توجهی کرده‌اند و همه تخم مرغ های خود را در یک سبد گذاشته اند.

فقدان استراتژی صنعتی در صنعت خودروسازی

اگر ما می‌خواهیم صنعت خودروی موفقی داشته باشیم باید در سیاستگذاری هم هوشمند باشیم، صنعت خودرو در ایران پیش از صنعت خودرو در کره جنوبی شروع بکار کرد، اما امروز صنعت خودرو در کره جنوبی، صنعتی پیشتاز و بین المللی است اما در ایران صنعتی سربار است که نتوانسته خارج از مرزهای کشور توفیقی بدست بیاورد.  اما سوال اساسی این است که چرا چنین اتفاقی افتاده است؟

سیاست‌گذاری هوشمند صنعتی مهمترین دلیل این اتفاق مهم می‌باشد. هنگامی که در ایران تصمیم گرفته شد از صنعت داخلی خودرو حمایت شود، تعرفه سنگین بر واردات خودرو وضع شد، اما تعرفه بر واردات قطعه سنگین نبود. در همان زمان در کره جنوبی سیاستی بر عکس در راستای حمایت از تولید ملی اتفاق افتاد؛ تعرفه بر قطعات سنگین بود و تعرفه بر واردات خودرو ناچیز وضع شد.

نتیجه این شد که در ایران قطعات ارزان خارجی، خودروهای ملی را تولید کردند، اما در کره جنوبی قطعات بسیار گران خودروهای خارجی صرفه وارد کردن نداشت، لذا عوامل تولید در کره جنوبی تولید قطعه را اقتصادی دیدند و مجبور به قطعه سازی شدند. کره‌ای‌ها وقتی قطعه سازهای موفقی شدند؛ در خودرو سازی هم توانستند موفق عمل کنند. این در حالی است که کره جنوبی علاوه بر اینکه قدرت خود در تولید خودرو را بالا برد، توان خود در ایجاد زنجیره ارزش را هم افزایش داد. در سال ۲۰۱۳ بیش از ۴۰ درصد تجارت دنیا مربوط به محصولات و خدماتی بوده است که توسط زنجیره ارزش بین المللی تولید شده اند. این هم آسیب دیگری است که صنعت خودروی ما به دلیل فقدان هوشمندی سیاست گذار کشور را از این منبع درآمد و اشتغال بی بهره کرده است.

هر دو سیاست گذار در ایران و کره جنوبی قصد حمایت از تولید ملی داشتند، ولی تفاوت در عمق نگرش موجب تفاوتی این چنینی می شود. سیاست گذار باید هوشمند، دوراندیش و عمیق باشد. سحطی نگری و حل کردن مشکلات با مُسکن بزرگترین آفت سیاست‌گذاری است. امید است که سایر صنایع کشورمان اولاً با دقت و هوشمندی بیشتری شرکای تجاری خود را انتخاب کنند به نحوی که ضریب وابستگی ما به آنها به گونه ای نباشد که در صورت عدم وجود یک عضو کلیت آن صنعت در کشورمان با خلل مواجه شود و ثانیاً با هوشمندی در سیاستگذاری صنعتی زنجیره ارزش بیشتر و در نتیجه اشتغال، رشد اقتصادی و ارزش افزوده بالاتری را نصیب اقتصاد کشورمان کنند.

نویسنده: سیدسجاد پادام

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :