درس نامه اصولگرایی

مباحث ارایه شده توسط حجت الاسلام والمسلمین زکی پوراستاد سطوح عالی حوزه علمیه اهواز در جمع ائتلاف اصولگرایان استان خوزستان

زکی پور

یکی از عناوینی که در ادبیات سیاسی کشور زیاد به چشم میخورد عنوان اصولگرایی است. براستی اصولگرایی به چه معناست و اصولگرا چه کسی است؟ شخص اصولگرا خود را متعهد و پایند به چه اصولی میداند ؟ در این نوشتار در صدد برآمده ایم تا با مشخص کردن حد و مرز عناوینی چون اصولگرایی و انقلابیگری ، تعریف جامعی از آنها بدست آوریم . دین مبین اسلام از بخش های مختلفی تشکیل میشود که برخی از آنها اصل و برخی دیگر فرع بشمار میروند. اصولگرایی ناب یعنی پایبندی به همان اصولی که دین معرفی میکند . البته منظور ما از اصول در این جا ، ،اعتقادات نیست که در مقابلش فروع دین همانند نماز و روزه باشد بلکه مراد ما ، مبانی و ملاکهایی است که در عرصه های مختلف معارف دینی مورد توجه قرار میگیرد . معارف دین اجزا مختلفی دارد . به طور کلی معارف دین ، مشتمل بر سه بخش رفتارها ،ارزش ها و بینش هاست . و در باب این بخش ها نیز دو نگرش اساسی مطرح است . طبق یک نگرش ، به معارف دین همانند یک دسته گل نگاه میشود که هرکدام از بخش های دین ، مانند یک گل خصوصیات و ویژگی های خود را دارد . یکی گل رز است ودیگری گل شقایق که توسط یک عامل خارجی مثل باغبان این گل ها در کنار هم قرار گرفته اند. هر شاخه به نوبه خود مطلوب است ، معطر و زیباست . دسته گلی که از آنها تشکیل میشود نیز زیباست اما ارتباط بین این گل ها ، یک ارتباط مکانیکی و ازوریست . گل رز نه در حدوث و نه در بقاء گل شقایق هیچ نقشی ندارد . این یک نوع نگرش است که از آن به نگرش انفکاکی سکولار یاد میشود . در نگرش دوم به معارف دین ، هر کدام از بخش های دین ، به مثابه یکی از بخش های درخت میباشند که با در کنار هم قرار گرفتن ، توانسته اند این درخت را تشکیل دهند . بخشی که عقاید و بینش هاست ، ریشه این درخت است و بخشی که ا خلاقیات است ، نقش تنه ی این درخت را بازی میکند و احکام نیز شاخه و برگ این درخت می باشند . اصطلاحا به این نوع از نگرش، نگرش نظام مند گفته میشود . روشن است که بین این دو نگرش اختلافی اساسی است. یک نگرش، اجزاء مختلف معارف دین را همانند چند گلی که در کنار هم قرار گرفته اند ، جدا و منفک از هم می پندارد . اجزایی که هیچ تاثیر و تاثری را در بین خود مشاهده نمی کنند . اما طبق یک نگرش، اجزاء مختلف معارف دین همانند اجزاء یک درخت در نظر گرفته شده اند. اجزایی که در یکدیگر ، تاثیر تام و تمام دارند. اگر ریشه ی درخت نباشد ، تنه ای نخواهد بود و اگر تنه نباشد ، شاخ و برگ نخواهند بود و اگر شاخ و برگ نباشند ، میوه ای در کار نخواهد بود. طبق این نگرش ، بینش ها در ارزش ها و ارزش ها در رفتار ها تاثیری مستقیم دارند و جدای از هم فرض نمی شوند . مسلماً نمی شود هر دو نگرش را پذیرفت و درست دانست. اما در این بین کدام نگرش صحیح است؟ خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:(الم تر کیف ضرب الله مثلا کلمهً طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء)ابراهیم ۲۴ . خداوند متعال در این آیه ی شریفه می فرماید رابطه ی بین اجزاء مختلف دین، رابطه اصل و فرع است . بخشی ریشه است و بخشی تنه . انتخاب نگرش نظام مند به معارف دینی ،تا حدی اهمیت دارد که مقام معظم رهبری (حفظه الله) بیش از چهل سال است که بر این ضرورت تاکید و پا فشاری میکنند .در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن که چاپ اول آن در سال ۱۳۵۳ صورت گرفته ، معظم له میفرمایند :(طرح اسلام به صورت مسلکی اجتماعی و دارای اصولی منسجم و یک آهنگ و ناظر به زندگی جمعی انسانها یکی از فوری ترین ضرورت های تفکر مذهبی است ). تا به امروز نیز مقام معظم رهبری در فرمایشات مختلف به تبیین این ضرورت پرداخته اند که از جمله آنها میتوان به بیانات ایشان در دیدار با اعضای محترم مجلس خبرگان در اسفند ۹۳و شهریور ۹۴ اشاره کرد. یکی دیگر از بزرگانی که به این موضوع پرداخته اند حضرت آیت الله مصباح یزدی(حفظه الله ) هستند ، ایشان میفرمایند :(علت فراز و نشیب هایی که در تاریخ انقلاب اسلامی وجود داشته ، وجود نگرش انفکاکی سکولار است )

این نوع از نگرش نه در میان مردم عادی بلکه در میان مسوولین و آنهم نه در میان مسوولین به جا مانده از ساواک و رژیم شاهنشاهی و نه مسوولین نفوذی و کمونیست و ملحد بلکه مسوولین مذهبی انقلابی وجود داشته ودارد،مسوولینی که دوران انقلاب ، مبارزه ، شکنجه ، دوران دفاع مقدس و … را تجربه کرده اند . مسوولینی که در اصل انقلاب نقطه مشترک دارند اما متاسفانه در میان آنها کسانی هستند که نگرش انفکاکی سکولار دارند . همچنین مقام معظم رهبری در دیداری که با جوانان استان خراسان شمالی در بیست و سوم مهرماه ۹۱ داشته اند ، تصریح میفرمایند که بین اجزاء مختلف دین ، اعم از بینش ها و ارزش ها و رفتارها ، ارتباطی تام وجود دارد و بعضی تابع دیگری هستند. در فرازی از این سخنرانی آمده است: ((در مورد تمدن اسلامی خب حالا دو سه نکته در پیرامون ایجاد این وضعیت و الزاماتی که دنبال این فرهنگ رفتن برای ما ایجاد میکند، وجود دارد، که باید به اینها توجه کنیم. نکته‌ی اول این است که رفتار اجتماعی و سبک زندگی، تابع تفسیر ما از زندگی است: هدف زندگی چیست؟ هر هدفی که ما برای زندگی معین کنیم، برای خودمان ترسیم کنیم، به طور طبیعی، متناسب با خود، یک سبک زندگی به ما پیشنهاد میشود. یک نقطه‌ی اصلی وجود دارد و آن، ایمان است. یک هدفی را باید ترسیم کنیم – هدف زندگی را – به آن ایمان پیدا کنیم. بدون ایمان، پیشرفت در این بخشها امکان‌پذیر نیست؛ کارِ درست انجام نمیگیرد. حالا آن چیزی که به آن ایمان داریم، میتواند لیبرالیسم باشد، میتواند کاپیتالیسم باشد، میتواند کمونیسم باشد، میتواند فاشیسم باشد، میتواند هم توحید ناب باشد؛ بالاخره به یک چیزی باید ایمان داشت، اعتقاد داشت، به دنبال این ایمان و اعتقاد پیش رفت. مسئله‌ی ایمان، مهم است. ایمان به یک اصل، ایمان به یک لنگرگاه اصلی اعتقاد؛ یک چنین ایمانی باید وجود داشته باشد. بر اساس این ایمان، سبک زندگی انتخاب خواهد شد.)) ایشان با بیان اینکه سبک زندگی تابع تفسیر ما از زندگی است ، تبعیت رفتارها از ارزش ها و بینش ها را نشان میدهند . لذا به جا است که از مجموعه معارف دینی به یک منظومه تعبیر کنیم یعنی مجموعه ای نظام مند که خود متشکل بر چند نظام است . از دیگر بزرگانی که به ضروت نگرش نظام مند تاکید میکنند ، مرحوم شهید بهشتی است. ایشان در نامه ای تاریخی که به حضرت امام (ره) مینویسند ،عرضه میدارند که اقلیتی در میان مسوولین ، معتقد به نگرش نظام مند هستند و میفرمایند 😩شاید برای شما شنیدن این خبر تلخ و دشوار باشد که بسیاری از کسانی که در طول سال‏های اخیر در راه حاکم شدن اسلام اصیل بر جامعه ما کوشیده و رنج‏ها برده‏اند و در طول این سال‏ها به‌مقتضای طبیعت و ماهیت نظام اداری رژیم شاهی ، در همه سازمان‏های لشکری و کشوری همواره در اقلیت‏ بوده و زیر فشار اکثریت غرب‌گرا یا شرق‌گرای حاکم بر این سازمان‏ها به‌سر برده‏اند، هم اکنون در جمهوری اسلامی هم که امام در رأس آن است و تنی چند از فرزندان امام نیز بخشی از مسئولیت‏ها را به‌عهده دارند و مردم عزیز ما نیز در صحنه‏ها حضور دارند، دوباره تحت فشار همان اکثریت قرار گرفته‏اند، این اقلیت مومن که اگر حمایتش کنند می‏رود که اکثریت ‏شود، امروز ذلت و خذلان مومنان را در جمهوری اسلامی با پوست و گوشت و استخوان لمس می‏کنند که با چماق ارتجاع می‏کوبندشان و با کارشکنی‏های رنگارنگ سد راه حرکت اسلامی و اصلاحی آن‏ها می‏شوند، با استظهار به ستون پنجم دشمن که در همه این سازمان‏ها جا خوش کرده‏اند و با اطمینان به حمایت گروهی از مسئولان امروز و دیروز. اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا می‌کند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقیات اجتماعی و اقتصادی این مردم رنج‌دیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل می‌شود و نه می‌توان برای آینده طرح‌های اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد… نظر ما این است که رشد کمی و کیفی دارندگان بینش اول (اسلام فقاهتی و خط اصیل امام) به‌ لطف الهی امروز به آن درجه رسیده است که نهادهای لشکری و کشوری به‌وسیله صاحبان این نوع بینش اداره شود و اداره جمهوری اسلامی بر پایه یک بینش استوار گردد.)) شهید بهشتی در سال ۵۹ در این نامه ، یادآور این نکته میشوند که دو نگرش انفکاکی سکولار و نگرش توحیدی نظام مند در مقابل هم قرار دارند و اکثریت مسوولین نیز با نگرش انفکاکی همراهند . آیت الله بهشتی در سال ۶۰ به شهادت میرسند و پس از ایشان نیز نوبت به شهید باهنر و شهید رجایی میرسد و مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری میرسند . وضعیت دهه ۶۰ را حضرت آقا در یک سخنرانی در جمع اساتید ودانشجویان دانشگاه شیراز در سال ۸۷ ، اینچنین بیان میکنند ((در دهه‌ی اول، پیشرفت را بسیاری از انقلابیون در الگوی چپ؛ چپ دهه‌ی شصت، یعنی الگوی گرایشمند به سوسیالیسم میدیدند.

هر کس هم مخالفت میکرد، یک تهمتی، لکه‌ای، چیزی متوجهش میکردند. یک عده‌ای از مسئولین، دست‌اندرکاران، فعالین عرصه‌ی کار در جمهوری اسلامی، نگاهشان نگاه حاکمیت دولت و مالکیت دولت بود؛ خوب، این نگاه، نگاه غلطی بود. نگاه به پیشرفت کشور از زاویه‌ی دید تفکر شرقىِ سوسیالیستىِ چپ محسوب میشد؛ این غلط بود. البته غلط بودن این خیلی زود فهمیده شد، حتّی آن کسانی که آن روز مروج همین دیدگاه بودند، ناگهان صد و هشتاد درجه برگشتند! آن افراط به یک تفریط حالا تبدیل شد. یک برهه‌ای از زمان، نگاه به پیشرفت، نگاه غربی بود؛ یعنی همان راهی که آنها رفتند، اینها هم باید بروند؛ تصورشان این بود. خودشان را در حدِ انگلیس و فرانسه و آلمان هم نمیدیدند؛ در حد همین کشورهائی مثل کره‌ی جنوبی میدیدند. این هم رد شد. ))

حضرت آقا در دهه ۶۰ میفرمایند : نگاه اکثر مسوولین و نیروهای انقلابی و دست اندر کارانشان به سوسیالیسم بود یعنی یک نگاه انفکاکی و بعد از آن متوجه اشتباه سوسیالیسم شدند اما از چاله سوسیالیسم در آمده به چاه لیبرالیسم افتادند. یعنی ابتدا گرایش به شرق و سپس گرایش به غرب .عده ای در فضای مارکسیسم مسلمان ، بلند شدند و عده ای دیگر نیز در اواخر دهه ۸۰ ،ابراز کردند که ما لیبرال دموکرات مسلمان هستیم . در سال ۸۸ حادثه بزرگی به نام فتنه ۸۸ رخ میدهد که عقبه آنرا یک جریان التقاطی تشکیل میدهد جریانی که قبله اول آن سوسیالیسم شرق و قبله دوم آن لیبرالیسم غرب است و تا کنون نیز بعضی از بزرگان از اینکه اکثریت مسوولین ما دارای نگرش انفکاکی هسند ،ابراز ناراحتی و نگرانی میکنند . اگر این رفتار ادامه پیدا کند ، آرمان ها وارزش ها ی الهی و انقلابی امام و شهدا چه سرنوشتی پیدا میکنند؟ آیا متدینین که دغدغه ی آرمان شهدا و انقلاب اسلامی دارند،نباید به فکر باشند ؟آنچه در این مختصر به نظر میرسد این است که این مباحث باید مورد توجه همه ما قرار بگیرد . باید حداقل یک مرتبه معنای دقیق اصولگرایی را مورد توجه قرار داد . آیا کسی که نگرش نظام مند ندارد اصولگراست؟ آن که ارزش ها را دریک سو وبینش ها را در سویی دیگر میداند ، اصولگراست؟ معلوم است که نمی توان چنین شخصی را اصولگرا نامید. اما سوال دیگر آن است که اگر شخصی در حوزه ی بینش ها ، اعتقادی صحیح داشته باشد اما در ارزش ها و رفتار ها می لنگید، می توان به وی اصولگرا گفت یا خیر ؟ پاسخ منفی است زیرا اصولگرایی تنها در حوزه ی بینش ها کافی نیست بلکه باید در حوزه ی ارزش ها و رفتار ها نیز اصولگرا بود و شاهد این مدعا بیانات مقام معظم رهبری در شهر بجنورد است که سبک زندگی را تابع تفسیر ما از زندگی میدانند و رفتار ها را در تبعیت از بینش ها قرار میدهند . چرچیل نخست وزیر انگلستان جمله ای دارد که قابل توجه است . او میگوید : مادوست ودشمن دائمی نداریم بلکه دوستی و دشمنی ما تابع منافع میباشد یعنی اگر منفعت اقتضا کند ، با فلان کشور رابطه دوستی بر قرار میکنیم و اگر منافع ما در خطر افتد با آن ها دشمنی خواهیم کرد . میبینید که نظام فکری آقای چرچیل برخاسته از نظام لیبرال و نظام ارزشی او بر پایه منفعت است اما در نظام ارزشی انقلاب اسلامی حب و بغض برای خداست اگر کسی را اصلح میدانیم به خاطر معیار های انقلابی و اسلامی اوست و اگر کسی را نمیپسندیم به سبب عدم وجود ملاک های اصولگرایی دینی در اوست.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :