در گفتگو با یاران ۳۱۳ مطرح شد

درخواست مردم رامهرمز جهت تأمین امنیت شهر و شهروندان/ مطالبه برخورد قانونیِ قاطع و آهنین با هرگونه بی نظمی در شهرستان/لزوم ورود مراجع قانونی استانی و کشوری

 

سرویس اجتماعی- یاران ۳۱۳: به گزارش خبرنگار میدانی پایگاه خبری یاران ۳۱۳ چند روزی است که چندباره تنش ها و پس لرزه های بعد از فاجعه خونین دوشنبه سیاه باغملک، در سطح شهرستان رامهرمز و حومه شهرستان امنیت را تحت تأثیر قرار داده است.

wpid-jamnewsimage21415663

به گزارش یاران ۳۱۳: تأمین امنیت شهروندان یکی از وظایف ذاتی مسئولین است؛ روند خشونت و ناهنجاری های اجتماعی و تنش های قومیتی در برخی استان های قومیتی سیر صعودی داشته است و این برای آینده این مناطق مخاطره آمیز است. قطعاً دشمنان این مرز و بوم از هر نقطه ضعفی برای تضعیف نظامی سیاسی ایران استفاده کرده و آنها را در جهت تأمین منافع خویش تقویت می کنند.

استان خوزستان یکی از استان های چندقومیتی است که هر از چندگاهی حوادث و ناهنجاری اجتماعی و قومیتی در آن سربرمی آورند و امنیت اجتماعی را به مخاطره می اندازند. همین مسئله در کنار مسائل پراهمیت و جایگاه ژئوپلوتیک استان زنگ خطری است برای مسئولین که هم برنامه های بلند مدت جهت تضعیف و کمرنگ کردنِ مرزهای قومیتی در این استان تدارک ببینند و هم برای مسائل و حوادث پیش آمده اقدامی عاجل و برنامه ای کوتاه مدت اجرا کنند.

درگیری قومیتی در چندین شهر استان نظیر باغملک، بهبهان، رامهرمز، ایذه و دیگر شهرستان ها اگرچه فراگیر و عمده نیست اما باعث شد تا حضرت آیت الله جزایری نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اهواز در نماز جمعه نسبت به این مسائل واکنش نشان دهند و ادامه این روند و تنش ها را کمک به دشمنان نظام عنوان کنند. با این وجود بر دیگر مسئولین مربوطه نیز فرض است که به فکر اقدامی عاجل و انقلابی باشند قبل از اینکه دشمنان بتوانند از این نقطه ضعف استفاده کنند.

حوادث دوشنبه خونین باغملک که در شهریور ماه امسال در منطقه پتک از توابع شهرستان باغملک به وقوع پیوسته است چه ما قبول کنیم؛ چه قبول نکنیم پس لرزه هایی دارد که به شهرستان رامهرمز و حومه کشیده شده است. هرچند به لحاظ قانونی پیگیری این پرونده از طریق شهرستان باغملک صورت می گیرد اما به علت اینکه محل تجمع این طوایف شهرستان باغملک نیست بلکه در شهرستان های اطراف بالاخص رامهرمز است حوادث و پس لرزه هاییدر طول این چند ماه در سطح شهرستان شاهد بوده ایم.

به گزارش یاران ۳۱۳؛ حمله به خانه های درون شهری و اقدام به آتش زدنِ خانه برخی از افراد این طوایف که گاهاً در ماجرای درگیری هیچوقت هم حضور نداشته اند و یا حمله به مغازه ها و برخی کارمندان دولت و معلمان و دیگر اقشار از دو طرف درگیری که در ماجرای درگیری هیچ دخالتی هم نداشته اند باعث شده است تا امنیت اجتماعی درون شهرستان و حومه دچار اختلال شود.

خبرنگارِ یاران ۳۱۳ برای بررسی نظر شهروندان رامهرمزی به چند شهروند رامهرمزی مراجعه کرده و حرف دل آنها را با مسئولین در میان می گذارد.

گفتگوی یاران ۳۱۳ با یک مغازه دار:

نخست به سراغ آقای وحید صالحی یکی از مغازه داران سطح شهر رفته ایم و نظر ایشان را راجع این مسائل جویا شده ایم. پای درد دل ایشان می نشینیم. می گوید: “باور کنیم شهر ما تا همین چند سال قبل اینجور نبود. من الآن وقتی میام مغازه، ترس و لرز دارم. می ترسم کسی اشتباهی به مغازه من حمله کند. ۴ تا بچه دارم یکی دانشگاه درس می خواند دوتا شون دبیرستانی اند و یکی دیگه راهنمایی است. اگر خدای ناکرده به مغازه من اشتباهی حمله کنند چکار کنم؟ اگر به خودم صدمه ای رساندند چه کسی بالای سر بچه هام است”.

از این مغازه دار پرسیده ایم که تا حالا به چشم دیده اید از این افراد؟ می گوید:«اینها اکثراً با موتورند و نقاب می زنند. نمیشناسم». از او می پرسیم چه مطالبه و انتظاری داری؟ می گوید:«والله تو این اوضاع مشکلات اقتصادی که انتظار اقتصادی متأسفانه ندارم چون کسی کاری نمی کند ولی حداقل انتظار دارم که مسئولین با این افراد از هر دو طرف و یا از هر قوم دیگری هستند شدیداً برخورد کنند. کی میتونه مقابل دولت بایسته؟ دولت همه چیز دارد. همه ی مردم هم پشتیبان دولت هستند. نباید کوتاهی کنند. مردم ناراضی اند از اینها. چرا می آیند شهرما را به آشوب می کشند.»

صالحی دردِ دل های دیگری در خصوص مشکلات اقتصادی هم دارد که موضوع گزارش ما نیست.

گفتگوی یاران ۳۱۳ با یک معلم:

به سراغ یک معلم می رویم که می دانیم در منطقه ای تدریس می کند که باید از پتک و دیگر مناطق محل درگیری بگذرد تا به آنجا برسد.

این معلم که از ما خواست نامش فاش نشود(یاران ۳۱۳ اگر نیاز بداند نام ایشان را نیز منتشر می کند) می گوید:«من معلم هستم. در هفته سه روز ابوالفارس می روم. خدا رو شکر منطقه ابوالفارس آرام است. ابوالفارس در این درگیری ها نبوده به جز روستای سه تلون که به نوعی در درگیری هم دخالت داشت. ما باید از پتک بگذریم تا به ابوالفارس برسیم. محل درگیری ها پتک بوده؛ ما چند نفر همکار هستیم که در روستای باوج تدریس داریم. در این مدت برادران نیروی انتظامی را می بینیم که در آن منطقه حضور دارند. هرچند تعدادشان کم است اما انصافاً دلم برای آنها می سوزد که چرا و به چه دلیلی این همه نیروها باید اینجا باشند و این همه هزینه بشود بخاطر برخی افراد نادان که به همدیگر رحم نکردند و یک حادثه هولناک انجام دادند. هرچند شاید کل افراد این دو طایفه در این درگیری نبودند بلکه چند نفر معدود این جنایت را انجام دادند و کل دو طایفه را درگیر کردند و آبروی همه را بردند. ما که داریم این مسر را هر روز می رویم هر لحظه احساس خطر می کنیم که یک عده بریزند و ما را اشتباهی بگیرند و خلاصه از خجالت ما در بیایند. » از او می پرسیم مگر تا حالا برای مابقی همکارانت اتفاقی پیش آمده است؟ زود جواب می دهد: «بله؛ همین هفته قبل یکی از همکاران که اتفاقاً تنها با پراید از سمت رامهرمز به سمت مدرسه می آمد سر راهش را با گرز و چماق گرفتند و ازش سؤال می کردند که چکاره هستی؟ یعنی از چه طایفه ای هستی؟ او هم با ترس و لرز و لکنت زبان توانست به اینها ثابت کند که از دو طرف درگیری نیست و رهایش کردند اما بنده خدا مثل می بید می لرزید وقتی به مدرسه رسید».

معلمِ همشهری ما که اتفاقاً رامهرمزی هم نبود ادامه داد: «نظام ما اقتدار دارد نباید به واسطه خرابکاری یک عده که معلوم نیست کی هستند از چه قوم و طایفه ای هستند امنیت یک شهر به خطر بیافتد! باید قاطعانه برخورد کنند. بعد از کشتن ۱۰ نفر انسان دیگر نباید مراعات شود دیگر رأفت اسلامی و کدخدامنشی فایده ندارد و مسئولین باید از اختیارات قانونی خود استفاده کنند. ما امنیت می خواهیم»

گفتگوی یاران ۳۱۳ با یک راننده تاکسی:

بعد از گفتگو با این معلم به سراغ یک راننده تاکسی رفتیم. او هم البته دردِ دل های اقتصادی دیگری هم دارد که ما از او خواستیم فعلاً فقط در خصوص این اتفاقات بگوید.

رضا جوادی؛ مردی ۴۰ تا ۴۵ ساله به نظر می رسد. یک پراید تاکسی دارد. نظرش را می خواهیم. می گوید:«شنیدم اتفاقاتی در شهر افتاده و ماشین هم آتش زده اند». راننده تاکسی ها که اساساً خوب حرف می زنند شروع می کند توضیح می دهد که در این چند ماهه چه شده است. از او می پرسیم این دو سه ماه چطور بوده است. جواب می دهد: «چندین بار یک گروه با موتور در چند نقطه شهر خرابکاری می کنند. به برخی خانه ها حمله می کنند حتی به برخی خانه ها اشتباهی حمله می کنند. من به عنوان یک کسی که شبانه روز اینجا هستم حرف دل مردم شده است این قضیه». از او می پرسیم مگر شبانه روز با چند نفر مواجه می شوی؟ می گوید: «فرق می کند گاهاً ۵۰ نفر گاهاً ۱۰۰ نفر؛ گاهاً ۱۵۰ نفر؛ بالاخره ایام و روزها فرق می کند. من هم دانشجو سوار می کنم هم استاد دانشگاه هم معلم هم بازاری؛ هم فقیر هم پولدار. همه نوع آدم را می بینم. واقعاً اکثراً از این مسائل ناراضی اند. انتظار بیشتری دارند. همه می گویند باید قاطع تر و زودتر با اینها برخورد شود. اینها از کجا اسلحه می آورند؟ چرا اسلحه هاشان جمع نمی شود؟ مگر این چند نفر موتوری چند نفرند که قابل شناسایی نیستند؟ بخدا خیلی راحت است شناسایی اینها.» آقا رضا را اگر بگذاریم تا صبح حرف می زند. سؤال آخر را می پرسیم. چه حرفی داری؟ می گوید:«بابا بخدا انتظاری نداریم فقط می گویم زودتر این قضایا تمام شود. مسئولین قوی تر برخورد کنند. قبلاً شنیدم سپاه وارد شد یک هفته ای اوضاع خوب بود. از بچه های فامیل شنیدم. می گویند اگر سپاه را بگذارند وارد شود خیلی بهتر است.»

برخورد

گفتگوی یاران ۳۱۳ با یک دانشجو:

یک دانشجو را نشانه می رویم. دانشجوی ارشد جامعه شناسی. او هم می گوید اسمم را منتشر نکنید. می ترسم! می گویم از چه می ترسی؟ جواب می دهد: «بالاخره برخی مرا می شناسند. شاید برایم درد سر شود یا برای آینده کاری م به مشکل بر بخورم!». می گویم نه عزیز نترس! بالاخره اصرار می کند. می گوید:«من تهران می خوانم. وقتی این اتفاق افتاد تو تهران حتی راننده تاکسی هم وقتی فهمید خوزستانی ام ماجرا را از من پرسید و من هم در حد توان توضیح دادم». از او پرسیدم؛ چطور مگر می شود؟ او از کجا فهمید؟ تهران؟ جواب می دهد:«بخدا راست میگم. شب قبلش ۲۰:۳۰ خبرش رو کار کرده بود». درست می گفت بخش خبری ۲۰:۳۰ به عنوان بهترین بخش خبری صدا و سیما یک رپرتاژ رفت. بعد به او گفتم ظاهراً برخی سر همین ماجرای ۲۰:۳۰ ناراحت شدند که چرا خبرنگار گفت درگیری سر یک بزغاله بوده است؟

جوان دانشجو ابرو بهم می کشد. می گوید: «چرا ناراحت شدند؟». جواب دادم می گویند آبرو این دو طرف درگیری را برد! این دانشجوی ما که ظاهراً خیلی از اخبار و اطلاعات هم دور نیست می گوید:«اولاً ۲۰:۳۰ گفته اینها از چندین سالِ قبل سر مُلک و زمین درگیری داشتند و اخیراً یک بزغاله نیز بهانه ای شده است که کینه ها شعله ور تر شده اند. ثانیاً چه فرقی می کند؟ سر بز یا سر ملک یا سر هر چیز دیگری که باشد چه فرقی می کند؟ آیا اگر می گفت فقط سرِ زمین بوده است چیزی از این جنایت کم می شد؟ آیا این کشتار قابل توجیه است که دو طایفه ۱۰ نفر از همدیگر را بکشند؟ به نظرم کار ۲۰:۳۰ خوب بود. این اتفاقات و این رفتارهای ضدانسانی و ضداسلامی باید تحقیر شوند تا دیگران انجام ندهند! حالا چه سر زمین باشد چه سر بزغاله یا سر هر چیز دیگری. مگر هر کسی با کسی اختلاف داشت باید تفنگ بردارد و …». ظاهراً این دانشجو خیلی ناراحت است. می گوید:«واقعاً در تهران جلوی آن راننده تاکسی خجالت کشیدم!» . او ادامه می دهد:«ما انتظار داریم که با بانی های اصلی این قضایا به شدت برخورد شود. بقیه اعضای دو طایفه شاید بی گناه باشند. شاید کارمند باشند؛ روحانی باشند؛ دانشجو باشند؛ معلم باشند و …. از هر دو طرف را می گویم. نباید بی گناهان بسوزند. » نظرش را راجع این حوادث پراکنده می پرسم. می گوید: «من تعجب می کنم اینها چطور جسورانه جرأت می کنند در این شهر راست راست بچرخند و خانه و مغازه و ماشین آتش بزنند! همه شهروندان از این وضع ناراضی اند. باید زودتر کاری شود. باید با اینها چه بزرگان و چه جوانان-آنهایی که واقعاً مقصرند-برخورد شود. با دو طرف هم برخورد شود. نه فقط با یک طرف! درست است که یک طرف درگیری تلفات بیشتری داشته است اما دلیل نمی شود شهر را به آشوب بکشند. مملکت قانون دارد. مراجع قانونی استانی و کشوری وارد شوند. خب، باغملک شاید توانایی برخورد را نداشته باشد یا در رامهرمز آن ظرفیت ها موجود نباشد».

دانشجوی ارشد جامعه شناسی حرف های دیگری نیز داشته است که یاران ۳۱۳ صلاح ندانسته است آنها را منتشر کند.

یاران ۳۱۳ سعی کرده است که حرف دلِ مردم را به مسئولین محترم و زحمت کش برساند که هرچند قطعاً زحمات زیادی در این دوسه ماه کشیده اند لکن هنوز جای برخورد قاطع تر خالی است.

پایگاه خبری یاران ۳۱۳ به عنوان یک پایگاه خبری در سطح کشور اعلام آمادگی می کند که مسئولین محترم شهرستان رامهرمز می توانند جهت انعکاس اخبار و نکات خویش و آگاهی رساندنِ به مردم از طریق این پایگاه اطلاع رسانی، اقدام کنند.

پایان خبر/

این خبر را به اشتراک بگذارید :